۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

رسانه، هیجان و سیاست: آسیب شناسی موج‌های سیاسی کوتاه مدت در ایران


خیزش و حضور میلیونی مردم شجاع ایران در خیابانها، در اقصا نقاط کشورمان، با وجود تهدید و سرکوب گسترده و پروپاگاندای حکومتی، برآمد و خیزشی بسیار برجسته و شگفت انگیز در مقایسه با امواج خیزشی پیشین از دوران جنبش سبز تا جنبش زن زندگی آزادی است. برآمد و خیزشی که به دلیل گستردگی جغرافیایی و حضور میلیونی، از بخش های گوناگون مردم حتی بخش به اصطلاح خاکستری، جنبه ملی پیدا کرده است. همین نامگذاری که به واقع برازنده خیزش ۱۴۰۴ است، تفاوت بارز خود را با خیزش های پیشین نشان می دهد.

اما با توجه به اینکه امواج اعتراضی و خیزشی و در پیامد آنها، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه‌های اخیر کمتر از منطق تداوم و انباشت تجربه پیروی کرده اند و بیشتر به گونه موج‌هایی کوتاه‌مدت، ناپایدار و گاه متعارض بروز یافته‌اند این پرسش پیش می آید که آیا جنبش ملی روزهای اخیر نیز دچار چنین قانونمندی و سرنوشتی می شود؟

موج‌های خیزشی در دهه های اخیر اغلب با بسیج گسترده‌ی افکار عمومی و امید به تغییر همراه بوده‌اند، از جمله جنبش سبز که از یک رنگ نمادین استفاده شد تا موج احساسی، حتی در میان جوانان، در حمایت از حسن روحانی در زمان رای گیری برای ریاست دولت جمهوری اسلامی تا جنبش زن زندگی آزادی. اما این موجهای خیزشی پس از دوره‌ای نسبتاً کوتاه، جای خود را به سرخوردگی، بی‌اعتمادی و شکل‌گیری گرایش‌هایی داده‌اند که حتی بعضا در تقابل آشکار با موج پیشین قرار داشته‌اند.

در امواج اصلاح‌طلبی سیاسی و فرهنگی دهه‌ی هفتاد زمان محمد خاتمی، تا ظهور گفتمان‌های پوپولیستی و عدالت‌خواه در زمان احمدی نژاد، و از گرایش نسبتا عمومی به اعتدال و حل‌وفصل دیپلماتیک مسائل در دوران حسن روحانی، تا تمایل روزافزون و نسبتا فراگیر به گزینه‌های رادیکال یا نوستالژیک در سال‌های اخیر، الگویی تکرارشونده از نوسان سیاسی دیده می شوند که به‌ندرت به تغییرات پایدار نهادی منجر شده اند. الگویی که بیشتر از قانون «نه به» پیروی می کرده است؛ برای مثال «نه به» خشونت های سیاسی در دهه ۶۰ در زمان محمد خاتمی، «نه به» اصلاحات بی نتیجه در زمان احمدی نژاد و «نه به» تحریم و انزوا در زمان حسن روحانی و امروزه «نه به» جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر که آقای رضا پهلوی به عنوان نماد نه به جمهوری اسلامی مورد اقبال بخش های بزرگی از مردم قرار گرفته است.

این وضعیت، پرسش‌های اساسی را در حوزه‌ی جامعه‌شناسی سیاسی ایران مطرح می‌کند: چرا کنش سیاسی در ایران اغلب ماهیتی واکنشی و سلبی دارد و کمتر به کنشی ایجابی و برنامه‌محور تبدیل می‌شود؟ چه عواملی مانع از شکل‌گیری حافظه‌ی سیاسی جمعی و تداوم مطالبات اجتماعی می‌شوند؟ و نقش فضای فرهنگی، تبلیغاتی و رسانه‌ای در تشدید یا بازتولید این نوسان‌ها چیست؟

به باور من این چرخه بعضا متناقض امواج خیزشی در رفتار سیاسی در ایران را نمی‌توان صرفاً به تغییر ترجیحات فردی، خطاهای محاسباتی شهروندان یا جابه‌جایی نخبگان سیاسی فروکاست؛ حتی نمی توان گفت که ایرانیان همواره خواسته اند همه راه های گوناگون را برای کنترل و یا حذف جناح های تندرو طرفدار ولایت مطلقه فقیه از روشهای مسالمت آمیز در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی تا حضور خیابانی را تجربه کنند. که اگر چنین باشد اقبال به محمود احمدی نژاد در دور اول رای گیری برای ریاست دولت جمهوری اسلامی غیر قابل توجیه می شود.

پدیده چرخه بعضا متناقض امواج خیزشی در ضعف نهادهای مدنی و بطور کلی نوپایی جامعه مدنی ایران، نبود سازوکارهای فرهنگی و تشکیلاتی در این نهادها برای انتخاب نمایندگان مردم، و مهمتر از هر چیز غلبه‌ی فعالیت های رسانه‌ای و تبلیغاتی مبتنی بر هیجان، ساده‌سازی و شخصیت‌محوری است. در چنین بستری است که رسانه‌ها و فضاهای تبلیغاتی، به‌جای ایفای نقش میانجی آگاهی‌بخش و تقویت‌کننده‌ی گفت‌وگوی عقلانی، اغلب به شتاب‌دهنده‌ی موج‌های احساسی و تقلیل‌دهنده‌ی پیچیدگی‌های سیاست تبدیل می شوند.

البته خوشبختانه حضور اقشار گوناگون جامعه ایران در اعتراضات اخیر و نقش موفق احزاب کرد در کردستان در اعتصاب سراسری و بازگشت مردم بلوچ پس از ماهها به خیابان و پیگیری خواسته های خود و گوناگونی شعارها و خواسته ها با وجود غلبه آشکار شعارهایی در حمایت از آقای رضا پهلوی و مهمتر از هر چیز ورود اکثر نهادها و فعالین صنفی، مدنی، حقوق بشری و فرهنگی به اعتراضات و حمایت از خیزش ملی مردم ایران این امید را ایجاد کرده است که این چرخه امواج کوتاه مدت ممکن است شکسته شود و مردم ایران با عبور کامل از سد جمهوری اسلامی به عاملیت آگاهانه و خودبنیاد و آزادی و دموکراسی و کرامت انسانی پایدار دست یابند.

اما شرط بسیار مهم شکستن چرخه سیاست موج‌محور و کوتاه‌مدت در ایران و گذار به‌سوی سیاستی پایدارتر، نهادمندتر و مسئولانه‌تر ندادن وعده راه‌حل‌های ساده یا نسخه‌های فوری و نجات بخش و تاکید بر تجارب بسیار گرانبهای اعتراضات خیابانی در دهه های اخیر که خیابان همه ماجرا و همه راه حل نیست، می باشد؛ تاکید بر این واقعیت که خیابان تازه نقطه آغاز راه است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر