۱۴۰۴ آبان ۱۸, یکشنبه

فروپاشی اجتماعی و سیاست به عنوان روان درمانگر



این واقعیت که جامعه ایران از نظام سیاسی حاکم تا ساختارها و هنجارهای اجتماعی در حال فروپاشی است، کما بیش مورد توافق همگان است؛ گویی که همه به یک تشخیص مشترک رسیده اند. اگرچه این تشخیص مشترک به زبانهای مختلف بیان می شود، برای مثال برخی از افزایش بی اعتمادی، یا افسردگی عمومی و یا بی تفاوتی صحبت می کنند و برخی دیگر به نمونه هایی مانند هنجارشکنی و افزایش خشونت اشاره می کنند، با این حال در این واقعیت توافق نظر دارند که ساختارهای اجتماعی در ایران امروز در حال فروپاشی و چسب و پیوندهای ارگانیک روابط درونی یک جامعه نرمال، در رابطه با ایران در حال ضعیف شدن هستند.

از نظر روانشناسی شاید حتی بتوان گفت که در ژرف‌ترین لایه های درونی جامعه ایران، آنچه که در حال فروپاشی است، رابطه‌ی جامعه با خودش است. یعنی حتی در مورد هویتش نیز دچار تردید شده است، و به دلیل اتمیزه شدن جامعه، دیگر حتی نمی توان آن را به عنوان یک جامعه با یک هویت مشترک تاریخی تعریف کرد، بلکه مجموعه ای شده است از افراد تنها و یا گروه های اجتماعی منزوی.

وقتی یک جامعه به چنین وضعیتی دچار می شود، که ما در رابطه با جامعه ایران علائم آن را می بینیم، باید گفت که جامعه در حقیقت دچار نوعی بیماری روانی جمعی گردیده است و یا در معرض تهدید این بیماری قرار دارد. که از منظر جامعه شناسی به فروپاشی تعبیر می شود و از منظر روانشناسی به افسردگی عمومی.

بنابراین اگر فروپاشی اجتماعی را نوعی بیماری روحی و روانی بدانیم، قاعدتا راه حل را نیز باید در این حوزه جستجو کرد. حال سوال این است که آیا از سیاست در مفهوم عام آن می تواند به عنوان درمان جمعی استفاده کرد؟ و اگر چنین است، این سیاست چگونه سیاستی باشد باشد؟

این سوال از این نظر اهمیت پیدا می کند، که در جوامع بحرانی، خود سیاست نیز می تواند تشدید کننده بحران و حتی جزیی و یا یکی از عوامل بیماری باشد. برای مثال زمانی که مردم احساس کنند که سیاستمداران و یا فعالین سیاسی واقعیت ها را بطور شفاف با آنها در میان نمی گذارند و یا حتی دروغ می گویند. همچنین زمانی که سیاست آغشته به تئوری توطئه می شود و مردم بتدریج به این باور می رسند که دست عوامل پنهان سرنوشتشان را رقم می زنند و کاری از دست آنها بر نمی آید. و یا زمانی که سیاستمداران و فعالین سیاسی کارشان فقط وعده دادن می شود و گوش شنوایی برای مشکلات روز مردم نشان نمی دهند و شعار و احساست جای بحث های محتوایی و معنا را می گیرند. این شرایط که نمونه وار آوردم مردم را به تدریج به نقطه می رساند که حتی سیاست نیز برایشان کسل کننده می شود.

حال در چنین شرایطی که سیاست خود جزیی از بیماری شده است، این انتظار که سیاست بتواند به بهبود شرایط روانی جامعه کمک کند و خود روان درمانگر شود بسیار چالش برانگیز است. اما اگر به این واقعیت دقت داشته باشیم که اگرچه فروپاشی اجتماعی ممکن است بسیار تدریجی و زیرپوستی اتفاق افتد، اما سرانجام به نقطه بحرانی بی بازگشت نزدیک می شود، نقطه ای که می تواند پتانسیلی برای آگاهی و به خود آمدن جامعه را نیز در درون خود داشته باشد.

نقش سیاست به عنوان درمانگر از همین جا آغاز می شود، یعنی بتواند جامعه را بخود آورد و به این باور برساند، قبل از اینکه بی حسی کامل مستولی شود، بیمار است. نقش سیاست در چین شرایطی، نه نفی بیماری و نه توجیه بیماری، بلکه رساندن جامعه به نقطه ای است که آگاهانه اعتراف کند بیمار شده است و احتیاج به کمک دارد.

از همین نقطه است که جامعه بار دیگر صدای خود را می شوند و قبل از هر چیز به تدریج به خود اعتماد می کند و قادر می شود که به سیاست نیز اعتماد نماید و با یکدیگر وارد گفتگو شود؛ بدون اینکه مرتب وعده های فوری و یا فرامینی از سوی رهبران دریافت کند.

در رابطه با موضوع این یادداشت که سیاست می تواند روان درمانگر نیز باشد می توانم به دو نمونه از نظریات هانا آرنت و میشل فوکو اشاره کنم. آرنت و فوکو سیاست به مفهوم عام را، و نه صرفا خلاصه شده در قدرت سیاسی و قوانین اجتماعی، تلویحا نوعی روان درمانی جمعی نیز می دانند. هانا آرنت اگرچه از زبان روان‌درمانی استفاده نمی‌کند، اما از سیاست به عنوان فضای ظهور انسان و ترمیم تنهایی جمعی سخن می‌گوید. او باور دارد که سیاست، اگر درست فهمیده شود، می‌تواند درمانِ انزوا و بی‌معنایی انسان مدرن باشد (کاب وضع بشر اثر هانا آرنت). فوکو نیز مستقیماً از واژه‌ی «روان‌درمانی» در سیاست استفاده نمی‌کند، اما سیاست را به عنوان فنِ مراقبت از خویشتن و دیگری می فهمد (مجموعه تاریخ جنسیت اثر میشل فوکو). وی به این دلیل که معتقد بود قدرت در سطح روان و بدن توزیع می‌شود، نه فقط در حکومت، سیاست رهایی بخش را برای خروج از فروپاشی اجتماعی تجویز می کند و دعوت به مراقبت از خویش و گفتگو می نماید. که واضح است آنچه آرنت و فوکو پیشنهاد می کنند از نوع راه حلهای حوزه روان درمانی است.
https://t.me/politicalphilosphy/245






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر