۱۴۰۴ آبان ۲۱, چهارشنبه

بازی مافیا، آینه‌ی بی‌اعتمادی، دروغگویی، ظاهرسازی و نقش‌آفرینی در جامعه‌ی امروز ایران



در سال‌های اخیر، بازی «مافیا» به یکی از محبوب‌ترین سرگرمی‌ها میان جوانان ایرانی تبدیل شده است؛ از کافه‌ها و جمع‌های دوستانه گرفته تا برنامه‌های تلویزیونی. من نیز یکبار این بازی بسیار سرگرم کننده و هیجان انگیز را با تعدادی از جوانان انجام دادم. در این بازی دو شخصیت اصلی حضور دارند، شهروند و مافیا.

بازی مافیا که در دهه‌ی ۱۹۸۰ در روسیه و توسط یک روان‌شناس اجتماعی به نام دیمیتری داویدوف ساخته شد، هدفش در اصل، بررسی رفتارهای اجتماعی افراد در لایه های مختلف از قدرت های پنهان تا قدرت های آشکار بود.

با وجودیکه این بازی در طول زمان دچار تغییراتی شده و بر پیچیدگی آن افزوده شده است اما دو شخصیت اصلی مافیا (به عنوان نماد قدرت پنهان) و شهروندان (نماد جامعه مدنی باز) همچنان بازیگران اصلی این سرگرمی هستند.

بازی بر مبنای دروغ و تصویر سازی های غیر واقعی از نقش عوامل پنهان قدرت پیش می رود و شهروندان می بایست حدس بزنند که چه کسانی رل مافیا را بازی می کنند، آن هم نه بر اساس اطلاعات مستقل بلکه بر مبنای آنچه که توسط مافیا گفته می شود.
این تعیین نقش و فرایندهای بعدی بازی در واقع جوهر اصلی بازی مافیا است که نشان دهد که چگونه دروغ و اعتماد اشتباه می تواند بازیگری که رل شهروند بازی می کند را به اصطلاح به کشتن دهد و از دور بازی خارج کند. که در اینجا شهروند در واقع همان جامعه مدنی و دموکراسی است که می توانند توسط قدرت و تسلط مافیا که بر دروغ و ادعاهای کاذب استوار شده است نابود شود.

در نگاه میشل فوکو، قدرت در جوامع مدرن نه‌تنها از بالا، بلکه در روابط روزمره میان افراد و لایه های گوناگون جامعه حضور دارد. در بازی مافیا نیز همین سازوکار دیده می‌شود. هر بازیکن هم‌زمان «ناظر» و هم «نظارت شده» است، و کوچک‌ترین حرکت یا جمله‌اش می‌تواند تفسیر سیاسی، روانی یا استراتژیک پیدا کند.

در واقع، مافیا به صورت بسیار دقیق و ریز نوعی «جامعه‌ی نظارتی» را بازسازی می‌کند؛ جایی که قدرت از طریق نگاه‌ها و گمان‌ها و بر اساس ادعا ها و اطلاعات یک طرفه و غیر مستقل اعمال می‌شود. در این میان شهروند از اطلاعات کافی برخوردار نیست و فقط می بایست حدس و گمان بزند. همانطور که اکثر ایرانیان از روابط پنهانی مافیای ثروت و قدرت بی خبرند در حالی که کوچکترین رفتار اجتماعی اشان زیر کنترل و مراقبت قرار دارد. شهروندان حتی از یکدیگر بی خبرند اما مافیا می داند که چه کسانی رل مافیا بازی می کنند.

به عبارت دیگر، بازی مافیا در ایران می تواند آینه‌ای از زیست اجتماعی ما ایرانیان باشد. جامعه ای که در آن به راحتی نمی توان به ادعاها و وعده ها اعتماد کرد و اگر اعتمادی هم شکل گیرد بسیار شکننده است. حقیقت در هاله ای از تردید و تظاهر پنهان شده است. و شهروند، مانند بازی مافیا، باید در میانه این بی اعتمادی و اعتمادهای شکننده و هاله های از شک و تردید فقط به فکر بقا خود باشد.

البته بازی مافیا در هر جامعه ای ممکن است کاربردها و اثرات مختلفی داشته باشد و شاید حتی در برخی از جوامع فرهنگ جستجوگری و قضاوت نکردن سریع و دموکراسی را تقویت کند، اما بنظر من در جوامعی مانند ایران که زیر سلطه یک حکومت مافیایی اداره می شود، این بازی میتواند فرهنگ زندگی در یک نظام مافیایی را به ویژه در میان جوانان گسترش و تعمیق دهد.

توسط این بازی، به ویژه در جوامع زیر سلطه نظامهای اقتدارگرای مافیایی، شهروند می آموزد که چگونه بقای خود را حفظ کند، تا از جامعه منزوی نشود. قواعد بازی در چنین نظامهایی را یاد می گیرید، تظاهر و دروغگویی را تجربه می کند و دیگر به هیچ کس حتی بغل دستی خود نیز نمی تواند اعتماد کند. این شهروند فقط به فکر خود و بقای خود است و بتدریج یاد می گیرید که رل مافیا را چگونه بازی کند، چگونه دروغ پردازی کند و ظاهر سازی نماید. در این بازی و بازتاب اجتماعی آن شهروند همیشه یک قربانی است که باید به فکر نجات خود باشد و قدرت، تنها در دست مافیا است. شهروند حتی از قدرت آگاهی و اطلاعاتی برای تشخیص درست و نادرست برخوردار نیست، و آنچه که می شنود و می خواند تنها توسط مافیا و ابزارهای فرهنگی و خبری او منتشر شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر