پوست اندازی، یک استراتژی بقا
«پوستهاندازی» یا جذب و مدیریت کنترلشدهی صداهای مخالف یک استراتژی بقا برای حکومتهایی است که با فشارهای چندجانبه روبهرو هستند. البته این کار نه نشانهی اعتماد کامل به دوام حکومت است و نه یک ریسک بیحساب؛ بیشتر یک استراتژی محاسبهشده برای مدیریت بحران می باشد.
این استراتژی معمولا در شرایطی که نارضایتی عمومی شدت یافته و فشارهای بین المللی نیز افزایش یافته اند و نیروهای امنیتی نیز از انگیزه های کافی برای سرکوب برخوردار نیستند، به کار گرفته می شود. محاسبه ریسک های احتمالی نیز بر این مبنا است که چنین رژیم هایی در طول زمان حیات خود توانسته اند ساختارهای لازم اجتماعی-طبقاتی و اقتصادی را برای ادامه بقا خود بسازند و با سرکوب، رقبای جدی خود را از صحنه رقابت حذف کنند. در چنین شرایطی ممکن است ریسک ورود به مرحله پوسته اندازی با حفظ ساختارهای بنیادین پذیرفته شود.
به نظر می رسد که جمهوری اسلامی نیز با محاسبه ریسک های احتمالی، چنین استراتژی را انتخاب کرده است، تا هم فشارهای داخلی را کانالیزه و خنثی نماید و هم از شدت فشارهای بین المللی بکاهد. در این رابطه آنچه که برای نظام جمهوری اسلامی مهم و حیاتی است، حفظ ساختارهای اجتماعی-طبقاتی و اقتصادی است و حاضر است در این راه امتیازهای محدودی بدهد و حتی افرادی را تا سطح رهبری قربانی کند. به همین علت است که حملات و انتقادات شدید به علی خامنه ای را نیز تحمل می کند.
البته همانطور که در بالا به آن اشاره شد، این اقدامات نشانه اعتماد کامل به دوام حکومت نیستند، که اگر چنین بود، مانند دوره های پیشین به سرکوب و حذف مطلق مخالفین ادامه می داد. بنابراین این اقدامات را می توان نوعی عقب نشینی حساب شده در اثر افزایش فشارهای داخلی و بین المللی دید که البته بر این فرض و پندار استوار است که می تواند این فرایند را کنترل و مدیریت شده به پیش ببرد.
علت انتخاب این فرایند نیز روشن است. جمهوری اسلامی به خوبی نسبت به وضعیت خود و منطقه آگاه است و مبنای محاسبات خود را بر چند واقعیت استوار کرده است، از جمله این واقعیت که مخالفانش بسیار پراکنده اند و بدیل بالفعل و جدی برای این حکومت وجود ندارد. از سوی دیگر متوجه شده است که سیاست بین الملل و به ویژه خط مشی آمریکا، حتی با وجود تهدید های نظامی و تحریم های اقتصادی، در راستای براندازی و سرنگونی جمهوری اسلامی قرار ندارد و کشورهای منطقه نیز ترجیح می دهند که یک جمهوری اسلامی ضعیف شده در ایران باقی بماند. بنابراین با توجه به اطمینان به ساختارهای محکم رانتی در حوزه سیاست، اقتصاد و حتی فرهنگ حاضر می شود ریسک به داخل برگرداندن صداهای مخالف و تغییرات روبنایی و به اصطلاح پوسته اندازی را بپذیرد.
و البته جمهوری اسلامی این روش را از حکومت های اقتدارگرای مشابه و بسیار پر تجربه تر از خود آموخته است. در دوران پوتین، بارها «اپوزیسیون ساختگی» یا «اپوزیسیون بیخطر» ایجاد شده اند و اجازه داده شده است احزاب کوچک یا چهرههای منتقد در انتخابات حضور داشته باشند، اما در چارچوبی کاملاً کنترلشده.
در چین نیز حزب کمونیست چین هیچگاه اصلاحات سیاسی واقعی نکرده است، اما فضای نقد کنترلشده دانشگاهی و رسانهای محدود را ایجاد کرده است و به برخی چهرههای روشنفکری اجازه ورود به نهادهای پژوهشی و دولتی داده است.
در این نمونه ها و نمونه های دیگر الگوها و روش های مشترکی دیده می شوند، از جمله خنثی کردن مخالفین واقعی، بدون اینکه لازم باشد آنها را سرکوب کامل کند، ایجاد تفرقه در میان صفوف اپوزیسیون و نمایش اصلاح پذیری، بدون اینکه ساختارهای واقعی آسیب ببینند.
قضیه سیم کارت های سفید، اجازه ورود زنان به ورزشگاه ها، کاهش کنترل حجاب و اجازه پخش و انتشار مناظرات ویدیویی که در آنها انتقادات جدی به شخص رهبر می شوند از جمله چنین تکنیک های استراتژی بقا از طریق پوسته اندازی هستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر