۱۴۰۴ اسفند ۵, سه‌شنبه

چگونه می توان از فرصت های سیاسیِ هر چند مبهم و غیر قابل اعتماد بهینه ترین استفاده را برد؟



پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، شاهد تجمعات اعتراضی روزانه دانشجویان در بسیاری از دانشگاه‌ها هستیم. نوع شعارها و شدت خشم دانشجویان نسبت به حاکمیت و رهبری آن، و همچنین تنوع تمایلات سیاسی گروه‌های مختلف دانشجویی، همراه با همزمانی این اعتراضات با مراسم یادبود جان‌باختگان در آرامگاه‌های کشور، نشان می‌دهد که این اعتراضات دنباله اعتراضات خیابانی دی‌ماه گذشته هستند و در پیوستگی کامل با آن قرار دارند.

در جریان اعتراضات دی‌ماه گذشته، دولت پزشکیان تلاش کرد از طریق گفت‌وگو با نمایندگان کسبه و بازاریان اعتراضات را مدیریت کند و مانع از ورود نیروهای سرکوب شود. به همین دلیل، میزان سرکوب تا ده روز اول اعتراضات پایین بود. در اعتراضات اخیر دانشجویی نیز به نظر می‌رسد دولت پزشکیان از طریق نمایندگان خود تلاش می‌کند این اعتراضات را مدیریت کند.

در ادبیات جنبش‌های اجتماعی-سیاسی تأکید می‌شود که شکل‌گیری و گسترش کنش‌های اعتراضی صرفاً محصول نارضایتی یا خشم نیست، بلکه به برداشت جامعه از «فرصت سیاسی» نیز وابسته است. برای مثال، در روزهای اول اعتراضات دی‌ماه، تصور شد که اکنون فرصتی سیاسی ایجاد شده و می‌توان بدون ترس از سرکوب به خیابان آمد، زیرا ظاهراً دولت پزشکیان مسئولیت مدیریت اعتراضات مردم را بر عهده گرفته بود. این تلاش به‌عنوان سیگنالی تفسیر شد که ساختار قدرت نوعی مدارا و گشودگی نشان می‌دهد یا شکاف‌های درونی مانع تصمیم واحد در سرکوب مردم شده است.

در روزهای اخیر نیز، تلاش دولت برای مدیریت اعتراضات دانشجویی از طریق گفت‌وگو با دانشجویان و جلوگیری از ورود نیروهای امنیتی، می‌تواند به‌عنوان یک «سیگنال» سیاسی از ایجاد مجدد فرصت سیاسی تحلیل شود. اما با توجه به تجربه اعتراضات دی‌ماه و سرکوب گسترده معترضان، این پرسش مطرح است که آیا این فرصت سیاسی واقعی است یا صرفاً مدیریت تاکتیکی اعتراضات؛ به‌ویژه در شرایطی که حاکمیت در حال مذاکره با آمریکا است و تهدید جنگ همچنان بالاست.

واضح است که بین گشایش تاکتیکی و گشایش ساختاری تفاوت آشکار وجود دارد. گشایش تاکتیکی کوتاه‌مدت، واکنشی و قابل بازگشت است. در این حالت لحن و شیوه مدیریت نرم‌تر می‌شود، اما قواعد رسمی و ظرفیت سرکوب همچنان محفوظ‌اند، هرچند موقتاً به کار گرفته نشوند. گشایش ساختاری اما زمانی رخ می‌دهد که تغییرات پایدار در سطح قواعد رسمی مشاهده شود: اصلاح رویه‌ها، به‌رسمیت‌شناختن مطالبات، افزایش چشمگیر هزینه بازگشت به سرکوب یا بروز شکاف‌های پایدار در نخبگان حاکم. در این حالت، حتی اگر تنش دوباره افزایش یابد، بازگشت کامل به وضعیت پیشین دشوارتر است.

اما واقعیت این است که در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی، در کنار دولت رسمی، همواره یک دولت در سایه حضور داشته است که عملا سیاست های داخلی و خارجی حاکمیت را تعیین و در کنترل کامل داشته است. در واقع این دولت پزشکیان یا دولتهای پیشین بوده اند که عملا به سایه و حاشیه رانده می شدند. از این نظر است که فرصت سیاسی که در روزهای آغازین اعتراضات دی ماه و اکنون در جریان اعتراضات دانشجویی مشاهده می شود، قابل اعتماد نیست و ابهامات زیادی دارد.

در چنین شرایطی برداشت غلط کنشگران سیاسی از این فرصت و باور به واقعی بودن آن می‌تواند بسیار پرهزینه باشد. و اگر بار دیگر جامعه نیز این نشانه‌های مدیریت ملایم‌تر را که دولت پزشکیان در پیش گرفته است به‌عنوان تغییر ساختاری تفسیر کند که حاکمیت قصد سرکوب ندارد و مجددا به خیابانها بیاید، ممکن است بار دیگر متاسفانه شاهد کشتار دیگری باشیم. بنابراین اصرار طرفداران جریان پادشاهی خواه و تیم آقای پهلوی بر حضور خیابانی و میلیونی مردم، با توجه به ماهیت سرکوبگر و وحشی حکومت، بسیار غیر مسئولانه است، به ویژه اگر این فراخوانها همراه با رویا فروشی که کمک در راه است باشند.

در چنین موقعیت هایی که «فرصت سیاسی» غیر قابل اعتماد و مبهم است و رفتار حاکمیت ظاهرا نرم‌تر اما ساختاری و راهبردی نیست، می بایست بجای فراخوان مجدد به حضور میلیونی در خیابان، بر نقش نهادهای مدنی در تبدیل این لحظه به ظرفیت سازماندهی و شبکه سازی و حضور فعال تر در عرصه سیاست تاکید کرد.

در این رابطه بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و‌حومه در حمایت از اعتراضات سراسری دانشجویان یک نمونه بسیار خوب از حضور سیاسی اصناف در این لحظه حساس است. بازاریان نیز که اعتراضات آنها جرقه آغاز یک جنبش سراسری و ملی علیه حاکمیت جمهوری اسلامی شد، می توانند از اعتراضات دانشجویی حمایت کنند و با آن اعلام همبستگی نمایند.

به باور من نهادهای مدنی و صنفی می توانند از این لحظه حساس و فرصت سیاسی ایجاد شده که حکومت را وادار کرده است به طور موقت دست از سرکوب علنی بردارد، بهترین استفاده را در ایجاد همبستگی اجتماعی و اتحاد و همکاری بین بخش های مختلف جامعه و مدیریت اعتراضات و خواسته ها کنند. استعفای خامنه ای، اعلام رسمی ترک مخاصمه با آمریکا و اسرائیل و قطع حمایت از نیروهای نیابتی خواسته هایی است که می توانند هم همبستگی اجتماعی و ملی را تقویت کنند و هم موجب فشارهای درونی بر راس حکومت برای استعفای خامنه ای و تغییر سیاست های راهبردی حکومت از طریق رفراندم شوند.
https://t.me/politicalphilosphy/508

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر