۱۴۰۴ بهمن ۳۰, پنجشنبه

مسئولیت اخلاقی و چرخه تخریب در اپوزیسیون: بین حقایق سیاسی و ارزش‌های انسانی


در روزهایی که مردم داغدیده کشورمان به مناسبت چهلمین روز کشته شدن عزیزانشان توسط رژیم جمهوری اسلامی به عزا و سوگواری نشسته اند، اخلاق و ارزشهای انسانی حکم می کند که حداقل به خاطر بازماندگان هم که شده است برای مدتی زبان تهمت، تخریب و ناسزا و تهدید در کام کشیده شود و سکوت اختیار گردد؛ به ویژه علیه فعالین سیاسی و مدنی داخل کشور که برخی از آنها هنوز در زندان هستند، آنهم فقط به این دلیل که از آقای رضا پهلوی حمایت نکرده اند و بر عقاید خود پایدار مانده اند. فعالیتی که در بیانیه های خود پس از کشتار دی ماه، فقط و فقط نظام جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای را مسئول شناختند. (نگاهی کنید به بیانیه آقای میرحسین موسوی، بیانیه ۱۷ نفر و بیانیه بیش از ۴۶۰ نفر از فعالین سیاسی در داخل و خارج کشور.)

در این فضای تخریب، توهین و حتی تهدید که عمدتاً توسط برخی طرفداران آقای رضا پهلوی دامن زده می‌شود، پرسش اصلی این است که چرا در حالی که هدف مشترک مقابله با یک نظام سرکوبگر است، اختلاف‌ها به سرعت به برچسب‌زنی، حذف نمادین و گاه تهدید تبدیل می‌شوند. اگر از روش‌های همیشگی برخی سلطنت‌طلبان افراطی در حذف و تخریب و ترور شخصیت بگذریم، آنچه در روزهای اخیر موجب تشدید حملات مخرب و حتی تهدید به مرگ شده، بحث مسئولیت آقای رضا پهلوی در فرستادن مردم در برابر گلوله در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی ماه با وعده «کمک در راه است»می باشد. پرسش اصلی این است که پس از کشتار وحشیانه مردم بی‌دفاع یا زمانی که رخدادهای بزرگ توسط رژیم به خشونت کشیده می‌شوند و رهبری مبارزات به اهداف خود نمی‌رسد، چه کسی در چه سطحی مسئول است؟

نظریه‌پردازان حوزه حقوق و فلسفه سیاسی، مسئولیت سیاستمداران را در سه حوزه حقوقی، سیاسی و اخلاقی بررسی می‌کنند. مسئولیت حقوقی مبتنی بر قانون، رابطه علیت و قابلیت اثبات در نهادهای رسمی است؛ فرد یا نقشی قابل انتساب دارد یا ندارد. مسئولیت سیاسی مربوط به قدرت و اختیار تصمیم‌گیری است؛ کسی که در موقعیت اِعمال سیاست بوده، در قبال نتایج آن پاسخگوست. این دو حوزه هرچند خالی از تفسیر نیستند، اما ساختارمند و نهادمندند و کمتر در معرض نسبیت بی‌قاعده قرار دارند. به عبارت دیگر، می‌توان تا حد زیادی بر اساس اسناد و مدارک و مطابق قانون، مسئولیت‌ها را دقیقاً اثبات کرد.

اما مسئولیت اخلاقی متفاوت است و مباحث را وارد قلمرو ارزش‌ها می‌کند. قلمرویی که در آن نظام‌های ارزشی متفاوت می‌توانند ارزیابی‌های متفاوتی از «نقش»، «سکوت»، «موضع‌گیری» یا «تأثیر نمادین» ارائه دهند. طبیعی است که در این سطح اختلاف‌ها بیشتر شود، زیرا موضوع دیگر فقط قدرت و قانون نیست، بلکه وجدان، فضیلت، نیت و پیامدهای معنایی رفتارهاست.

همین‌جا است که خطر آغاز می‌شود و باید در فرمول‌بندی مسئولیت اخلاقی دقت کرد تا این مسئولیت با زب کیفری یا هویتی بیان نشود و به‌راحتی به اتهام همدستی یا خیانت تعبیر نگردد. در غیر این صورت، واکنش‌ها شدیداً دفاعی می‌شوند و تخریب، تهدید و حتی ترور شخصیت را برمی‌انگیزاند.

یک نکته مهم درباره نسبی و غیر نسبی بودن مسئولیت‌هاست. مسئولیت حقوقی و تا حد زیادی سیاسی بر مبنای معیارهای مشخص داوری می‌شوند و کمتر نسبی هستند. اما مسئولیت اخلاقی وابسته به دستگاه‌های ارزشی است و بنابراین نسبی‌تر جلوه می‌کند. در فرهنگ‌هایی که اخلاق با حقیقت مطلق دینی یا ایدئولوژیک پیوند خورده است، این حوزه به سرعت به مطلق‌گرایی کشیده می‌شود و اختلاف اخلاقی به انحراف از حقیقت تعبیر می‌شود و از آن‌جا زمینه طرد و حذف فراهم می‌گردد. البته مشکل صرفاً مذهبی بودن نیست؛ هر ایدئولوژی‌ای که اخلاق را با هویت سیاسی گره بزند، مستعد همین چرخه است. در فرهنگ مذهبی ایرانی، به ویژه به دلیل اسطوره‌ها و آموزه‌های شیعه که همواره بر جنگ بین خیر و شر مطلق استوار بوده، این زمینه فرهنگی و اخلاقی می‌تواند تشدید فضای تخریب، تهدید و ترور شخصیت و وعده‌های به مرگ را فراهم آورد.

در جمع‌بندی می‌توان گفت پیوند میان بحث مسئولیت اخلاقی و فضای تخریب در اپوزیسیون نه تصادفی بلکه ساختاری است. وقتی تمایز میان مسئولیت حقوقی، سیاسی و اخلاقی روشن نشود و نقد اخلاقی به زبان اتهام وجودی بیان شود، اختلاف نظری به نزاع هویتی تبدیل می‌شود. همان‌طور که امروز در میان بسیاری ایرانیان، به ویژه فعالین سیاسی و رسانه‌ای مخالف جمهوری اسلامی شاهد هستیم، نشانه مخلوط کردن مباحث حقوقی، سیاسی و اخلاقی بسیار واضح است.

در این واقعیت تردیدی نیست که از نظر حقوقی و سیاسی، رژیم جمهوری اسلامی تنها مسئول این جنایت‌هاست و می‌بایست به دادگاه‌های بین‌المللی حقوقی کشانده شود. در عین حال، مسئولیت اخلاقی تشویق مردم به تسخیر نهادهای دولتی پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه با وعده «کمک در راه است»، متوجه شخص آقای رضا پهلوی و تیم ایشان است. این مسئولیت صرفاً نیازمند پاسخگویی اخلاقی است، پاسخگویی در برابر وجدان فردی و وجدان جمعی.
https://t.me/politicalphilosphy/493

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر