۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

چگونه رادیکالیسم و امید فعال را زنده نگاه داریم



بسیاری مانند من شاید تصور می کردند زمانی که جامعه‌ای بعد از رویدادهای بسیار خشونت‌آمیز و سرکوب‌ وحشیانه (مثل کشتارهای دی‌ماه در ایران) وادار به عقب نشینی می شود، دچار شوک جمعی می‌گردد؛ و اگر همزمان نیز سایه جنگ و آینده ای بسیار مبهم بر جامعه حاکم باشد، طبیعی است که مردم وارد نوعی فرسودگی روانی جمعی، ناامیدی، اضطراب و استیصال شوند.

اما نحوه واکنش خانواده ها در مراسم یادبود عزیزان خود به مناسبت چهلم به قتل رسیدنشان به دست عوامل جمهوری اسلامی؛ و همزمان، تجمعات اعتراضی دانشجویان در بسیاری از دانشگاه های کشور در روزهای اخیر نشان دادند که آن تصور اولیه از واکنش مردم به کشتار دیماه نادرست بوده است.

رقص های نمادین همراه با موزیک های مدرن و جوان پسند و یا آهنگ های محلی و نوستالژیک در مراسم یادبود جانباختگان، و همچنین، شعارهای بسیار رادیکال دانشجویان علیه جمهوری اسلامی و رهبری آن نشان دادند که به جای فرسودگی و ناامیدی، این رادیکالیسم و امید است که همچنان در جامعه ایران می جوشد و زنده است.

این واکنش، که ظاهرا بسیار طبیعی و خودانگیخته است، در نظریات مبارزه و مقاومت مدنی، به عنوان یکی از راهکارهای مهم برای حفظ انگیزه مبارزه و روحیه ادامه راه شناخته می شود. البته در مباحث مقاومت مدنی، رادیکالیسم نه به معنای خشونت بلکه به معنای نفی قاطع وضعیت بحران‌زا، عادی سازی نکردن وضعیت و نامگذاری صریح رخدادی است که جامعه را به این نقطه بحرانی کشانده است: یعنی جنایت علیه بشریت. و در نهایت، این نوع از رادیکالیسم تلاشی است برای حفظ کرامت انسانی تک تک جان باختگان و بازماندگان، نه به عنوان کشته ای بر کشته های دیگری و عددی بر جمع اعداد، بلکه به عنوان انسانی که زندگی از او گرفته شده است، همانگونه که رقص ها و سرودها و آهنگ ها بر سر مزار مقتولین این جنایت بازتاب می دهند.

نیچه در بررسی تراژدی یونانی، بسیار زیبا و آموزنده نحوه برخورد یونانیان باستان را با رنج زندگی به تصویر می کشد. در این تصویر سازی در یک سو نیروی نظم دهنده «منطق»، «عقلانیت»، «حسابگر» و «فردیت» قرار دارد و در سوی دیگر نیروی «شور»، «رنج»، «بی ثباتی» و «انحلال فرد در زندگی» خودنمایی می کند. نیچه معتقد است که یونانیان باستان با خلق هنرهای تراژیک، در حقیقت، ضمن پذیرش واقعیت رنج و درد، به زندگی نیز پاسخ مثبت می دهند. و این نه یک واکنش منفعلانه بلکه واکنشی است آفریننده و خلاق، همانطور که در مراسم چهلم کشته شدگان در اشکال بسیار رنج آور، اما در عین حال زیبا و امیدوار کننده و تابو شکنانه مشاهده کردیم.

واکنشهایی که ما امروزه در آرامستانهای سراسر کشور و در مدارس و دانشگاه ها شاهدیم، ضمن رادیکال و تابوشکنانه بودن، در عین حال امیدبخش و روحیه دهنده نیز هستند.

باور به این حقیقت که همه در یک درد و در یک راه حل برای خروج از این بحران شریک و همدلند، امروز تبدیل به یک باور عمومی شده است.

اما بدون حفظ امید و عدم تقویت باور مشترک هیچ رادیکالیسمی پایدار نمی ماند و سرانجام یا به شکل کور و یا به طور لحظه ای تخلیه می شود. انرژی رادیکالی که نه از خشم بلکه از امید و باور مشترک به امکان تغییر تغذیه کند بهتر می تواند مدیریت شود، نه صرفا برای شکستن سکوت و ترس بلکه برای ایجاد یک همبستگی و برساخت یک افق مشترک.

در اینجاست که نقش روشنفکران و هنرمندان بسیار برجسته می شود:
با نامگذاری های دقیق و مسئولانه بر رخداد بزرگ دی ماه گذشته، و نه صرفا نامگذاری های سیاسی، رویافروشانه همراه با تحریف حقیقت.
از طریق تبدیل خشم و رادیکالیسم تخریب گر به آگاهی و رادیکالیسم سازنده.
با امید فروختن به جای رویا فروختن، از طریق تاکید بر عاملیت درونی به جای امید به عاملیت نیروی خارجی.

در اینجا نیز نیچه آموزه های خوبی دارد. نیچه به امید ساده‌لوحانه و یا امید بر اساس رویا و خیال بافی باور ندارد. این نوع امید به نظر وی بدترین شر است، چون رنج را طولانی می‌کند. او به چیزی عمیق‌تر از امید معمولی اشاره می‌کند. از نظر وی امید یعنی توان گفتن «آری» به ادامه راهی که عزیزانشان جان خود را در آن راه گذاشتند؛ توان انکار نکردن رنج و فرار نکردن به دنیای رویا و توهم؛ و سرانجام، توان پذیرش تراژدی زندگی و فراموش نکردن عاملیت و خلاقیت خود.
https://t.me/politicalphilosphy/516


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر