اعتراضات خیابانی روزهای اخیر که از بازار آغاز و به سرعت در سراسر کشور گسترده شدند، همانند جنبش زن زندگی آزادی، امیدهای بسیاری را برای آغاز تحولات سیاسی ساختاری در نظام سیاسی کشور و حتی انقلاب برانگیخته اند. شعارهای سیاسی ضد حکومتی، به ویژه علیه رهبری نظام، که به سرعت پس از شعارهای صنفی روز اول وجه غالب شعارها را تشکیل می دادند نیز مجددا پشتوانه این نظریه مورد قبول بسیاری از تحلیلگران شدند که جامعه ایران در وضعیت انقلابی قرار دارد.
اما مطابق نظریات سیاسی و نیز تجارب جنبش های اعتراضی در دیگر کشورها که منجر به تغییرات اساسی سیاسی و یا انقلاب شده اند، اعتراضات خیابانی و حضور گسترده مردم در خیابان، نه نقطه آغاز بلکه نقطه پایان فرایند طولانی فرسایش قدرت و مبارزات سازمان یافته پیشگامان جامعه بوده است. اما بر خلاف این تجارب، ظاهرا در ایران اعتراضات خیابانی نقطه آغاز تغییر سیاسی فهم می شود، گویی خیابان همان جایی است که همهچیز از آن شروع میشود.
از این منظر، باید این پرسش را درباره جامعه اعتراضی ایران مطرح کرد که چرا اعتراضات خیابانی با وجود تکرار، در همان مرحله ابتدایی باقی می ماند؟ مرحلهای که در آن خیابان زود فعال میشود، اما پیش از آنکه به ابزار نهاییِ گذار سیاسی بدل شود، سرکوب می گردد و به تدریج رو به خاموشی می گذارد.
این در حالی است که ما تجربه ای متفاوت از جایگاه خیابان در فرایند تغییر سیاسی در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ داشته ایم. در سال ۱۳۵۷، خیابان زمانی به طور موثر در صحنه آمد که حاکمیت سیاسی آن دوران از درون دچار ازهمگسیختگی شده بود و اراده ای قوی و منسجم برای سرکوب نداشت و حتی ارتش به تدریج به بی طرفی و انفعال رسیده بود؛ از سوی دیگر نهاد روحانیت که در سطح کشور گسترده بود به عنوان نهاد واسط بین مردم و رهبری انقلاب عمل می کرد. در چنین وضعیتی، خیابان نقش «ضربه نهایی» را ایفا کرد. در مقابل، در ایران امروز، خیابان اغلب پیش از تکمیل این شرایط فعال میشود. به همین دلیل، خیابان بهجای آنکه پایان یک فرایند فرسایشی باشد، به نقطه آغاز اعتراض بدل میشود و عمدتا پیش از رسیدن به آستانه گذار، فرسوده و خاموش میگردد.
در نظریات شناخته شده در باره وضعیت انقلابی نیز آمده است که خیابان آنگاه می تواند ضربه نهایی را بزند و موجب انقلاب شود که شرایط ذهنی و عینی (سازماندهی نهادهای واسط بین مردم و رهبری انقلاب) کاملا آماده باشد و نظام حاکم نیز قدرت سرکوب نداشته باشد. در چنین شرایطی خیابان نشانه همزمانی چنین پیش شرط هایی است و نه علت اولیه این پیش شرط ها. در واقع خیابان لحظه بروز علنی شکافهای درونی نظام و قدرت سازمان یافته در جامعه توسط نهادهای واسط است.
مطابق نظریات انقلابهای رنگی و جنبشهای مدنی نیز خیابان زمانی مفهوم واقعی پیدا می کند و می تواند موثر باشد که سالهای سال نهادسازی و شبکه سازی شده باشد و کارهای رسانه ای صورت گرفته باشند؛ و مفهوم خیابان زمانی عینیت پیدا می کند که نهادهای سرکوب به شدت دچار تردید شده باشند. در این رابطه نیز خیابان نه ابزار اولیه بلکه ابزار نهایی برای تثبیت تغییر و یا انقلاب است.
مجموعه این نظریات و تجارب نشان می دهند که اگر خیابان «اولین مرحله» باشد و به شکل شورش و خیزش بروز نماید، بدون اینکه فرایندها و پیش شرط های اولیه تحقق یافته باشند، معمولا شکست می خورد، در حالی که همین تجارب نشان می دهند که اگر خیابان آخرین مرحله باشد و فرایندهای پیشین طی شده باشند شانس موفقیت بالاتر است.
متاسفانه در دهه های اخیر این فرایند قانونمند و تجربه شده برعکس اتفاق افتاده است. فشارهای اجتماعی فراوان و آمادگی شرایط ذهنی برای تغییر وضع موجود و بغض های فروخورده سریعا به خیابان سرازیر می شوند و خیابان تبدیل به محیطی برای تخلیه خشم می گردد، بدون اینکه مراحل میانی، به ویژه در رابطه با نهادسازی های واسط بین مردم و اپوزیسیون سیاسی به خوبی طی شده باشند.
به همین علت است که اعتراضات خیابانی در ایران معمولا ناگهانیاند، فاقد سازماندهی و هدف های مرحله بندی شده اند و مشخص نیست که چه سناریوهایی پس از خیابان باید دنبال شوند. و به همین خاطر است که اعتراضات خیابانی در ایران معمولا دست آورد ندارند بلکه موجب پیامدهایی می شوند. برای مثال عقب نشینی حکومت در کنترل حجاب اجباری پس از جنبش زن زندگی آزادی و یا عقب نشینی دولت و سعی در دادن امتیازهای مالیاتی به اصناف و بازاریان در جریان اعتراضات روزهای اخیر. به عبارت دیگر با توجه به اینکه مراحل ضروری به عنوان پیش شرط در اعتراضات خیابانی طی نشده اند و حکومت همچنان انسجام خود را در کنترل و سرکوب حفظ کرده است، پیامدها و هزینه های اعتراضات خیابانی برای حاکمیت قابل محاسبه می شوند و پیامدها را می تواند مدیریت کند.
https://t.me/politicalphilosphy/352
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر