دفاع از دموکراسی صرفا محدود به نظامهای دموکراتیک مستقر و قوانین و مکانیزمهای حقوقی آن نمی شود و فقط وظی دموکراتیک نیست. از نظر اصولی و نظری نیز این دفاع را نمی توان محدود به دولت های دموکراتیک نمود. دفاع از دموکراسی حتی وظیفه فعالین و گروه های سیاسی که جایی در قدرت حاکم ندارند و در نقش اپوزیسیون ظاهر می شوند نیز می باشد. حتی در شرایطی مانند ایران که قدرت حاکم اساسا غیر دموکراتیک است، دفاع از دموکراسی و اصول آن وظیفه مخالفین حکومت هم هست.
البته بسیار واضح است که مکانیزم های دفاع از دموکراسی در نظامهای دموکراتیک مستقر از طریق قوانین، تقسیم قوا و سیستم های حقوقی و قضایی تعین پیدا می کنند و اجرا می شوند؛ و طبیعتا این نوع از مکانیزمهای دفاعی در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی اساسا نمی تواند وجود داشته باشد. در عین حال آشکار است که بدون رعایت اصول دموکراسی نمی توان به دموکراسی رسید و این صرفا در حد حرف و شعار و نوشتار نباید بماند و می بایست مکانیزم هایی برای دفاع از اصول دموکراسی حتی در میان اپوزیسیون جستجو کرد. مکانیسم هایی که به اعتبار شرایط اپوزیسیون جمهوری اسلامی، حتی در مرحله انتقال قدرت و پروسه گذار از وضع موجود به وضع مطلوب قرار ندارد، عمدتا جنبه اخلاقی، آگاهی بخشی و حتی افشاگری پیدا می کنند.
در این رابطه می توان از برخی مصادیق مشخص که با اصول پایه ای دموکراسی در تضاد هستند استفاده برد. برای مثال جریاناتی که «بر رهبری فردی و یا نظام سیاسی موروثی تاکید دارند»، «از خشونت سازمان یافته فیزیکی و کلامی علیه رقبای خود استفاده می برند و یا آن را تبلیغ می کنند» و یا «در مناسبات درونی خود دموکراسی را رعایت نمی کنند و سازماندهی بسیار بسته ای دارند» و یا «روشهای خشونت آمیز مانند مبارزه مسلحانه را به عنوان استراتژی آفندی دنبال می کنند» و یا «یک حکومت ایدئولوژیک را می خواهند مستقر کنند» و یا «به طور آشکار حقوق اقلیت های قومی و مذهبی را نادیده می گیرند» . بسیار واضح است که چنین جریانات سیاسی، حتی با وجود حضور در میان اپوزیسیون حکومت صد در صد غیر دموکراتیکی مانند جمهوری اسلامی، نمی توانند به عنوان یک نیروی دموکراسی خواه تلقی شوند و یا به حساب آیند.
دفاع از دموکراسی در برابر چنین جریاناتی یکی از وظایف بسیار مهم دموکراسی خواهان است، دفاعی که البته جنبه حقوقی و یا قضایی و یا آمرانه نمی تواند داشته باشد، به این دلیل بسیار ساده که اپوزیسیون دموکراسی خواه هنوز از قدرت و مشروعیت قانونی برخوردار نیست. اما دفاعی که می تواند و باید جنبه هنجاری، اخلاقی و آگاهی بخشی و گفتمانی و حتی افشاگر داشته باشد؛ دفاعی که بر یک اصل و معیار اخلاقی ساده استوار است: «اگر ابزار مبارزه تو غیر دموکراتیک باشد، حتی اگر نیتت دموکراسی باشد، در عمل به دشمن دموکراسی خدمت کردهای.»
برای تجهیز بیشتر این دفاع در درجه اول لازم است که یک تعریف حداقلی و غیرقابلچانهزنی از دموکراسی داشته باشیم: از جمله: «حاکمیت مردم از طریق انتخابات آزاد، رقابتی و دورهای»، «برابری کامل حقوق شهروندی (جنسیت، مذهب، قومیت، گرایش فکری)»، «تفکیک قوا و محدودیت قدرت»، «غیر موروثی بودن قدرت، منشا قدرت سیاسی فقط انتخاب مردم است»، «رد خشونت سیاسی بهعنوان ابزار حکمرانی» و «التزام به قانون اساسی دموکراتیک و قابل تغییر.»
نکته بسیار مهم این است که دفاع از دموکراسی نه بر مبنای نیت ها، بلکه با رفتار قابل مشاهده و با عمل سیاسی کار دارد. از این نظر می بایست نیروهای سیاسی، اگر واقعا به دفاع از دموکراسی در جریان مبارزات خود اعتقاد دارند، می بایست در عمل به اصول حداقلی فوق متعهد باشند و نشان دهند که از سازوکارهای تصمیم گیری جمعی پیروی می کنند و پاسخگو هستند و قابل نقد می باشند و در پی حذف رقبای خود نیستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر