۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

مدیاتیزه شدن سیاست


کنفرانس های مطبوعاتی و یا سخنرانی های دونالد ترامپ سمبل پدیده مدیاتیزه شدن سیاست در دنیای امروز است. مدیاتیزه شدن سیاست یکی از مفاهیم در جامعه‌شناسی رسانه و ارتباطات سیاسی است. این نظریه می‌گوید که در دنیای مدرن، سیاست دیگر فقط از منطق کلاسیک سیاسی پیروی نمی‌کند، بلکه به شدت تابع منطق رسانه‌ها شده است.

ترامپ نشان داده است که در بسیاری از کنفرانسها و مصاحبه های مطبوعاتی، فی البداهه پاسخ به سوالات خبرنگاران را می دهد، پاسخ هایی که ممکن است با پاسخهای پیشین در تناقض باشند. به همین دلیل گفته می شود که صحبت های لحظه ای ترامپ چندان قابل اعتماد نیستند. در عین حال بسیاری عادت کرده اند که از لابلای همین صحبت های گاها متناقض ترامپ سیاست های دولت آمریکا را بفهمند.

این پدیده، یعنی درک سیاست های دولت آمریکا از لابلای صحبت ها و پاسخ های بعضا فکر نشده ترامپ و بیشتر وابسته به شرایط زمانی و مکانی و حتی روحی او، نمونه ای از مدیاتیزه شدن سیاست است. سیاستی که نه از منطق های علمی و کلاسیک در دنیای دیپلماسی، بلکه از منطق رسانه پیروی می کند.

در منطق علمی و کلاسیک سیاست، «برنامه‌ریزی های بلندمدت»، «مذاکرات پیچیده و تصمیم گیری بر مبنای مطالعات کارشناسی» و «تبادل نظر و مشورت با نهادهای مربوطه» جایگاه ویژه ای دارند. اما در منطق رسانه ای سیاست عمدتا روی «ساده سازی پیامها»، «نقش افراد بجای نهادها و ساختارها»، «دراماتیک کردن مسائل» و «سرعت در تصمیم گیری و اجرا» سرمایه گذاری می شود و سیاست عملا به بسته های کوچک که از طریق رسانه ها قابل انتشار باشند تبدیل می گردد.

اگرچه مدیاتیزه شدن سیاست ممکن است پیامهای سیاسی را سریع و به طور گسترده در اختیار مردم قرار دهد، اما به دلیل ساده سازی و تبدیل امر سیاست به نمایش و تحریک احساسات توده ها و از طریق رمانتیزه کردن مسایل و بحرانها، به سرعت تبدیل به سیاست پوپولیستی می شود.

زمانی که منطق رسانه بر سیاست و سیاست ورزی مسلط شد، فقط پیامهای سیاسی و اخبار منتقل نمی شوند؛ حتی روش فکر کردن در مورد امور سیاسی را نیز منتقل می گردد، منطقی که می گوید چگونه فکر کنیم، یعنی مانند فرستنده پیام، امور سیاسی را ساده سازی، سیاه و سفید، احساساتی و زود بازده کنیم.

به عبارت دیگر اگر در گذشته تهدید اصلی برای سیاست، سرکوب و سانسور حقیقت بود. امروزه خطر اصلی این است که حقیقت در میان سیل سرگرمی و اطلاعات سطحی گم می‌شود.

به همین دلیل است که حقیقت جنگ بین جمهوری اسلامی و امریکا و اسراییل، در لابلای پیامهای متناقض ترامپ گم می شود و بسیاری را که امید به کمک های ترامپ برای سرنگونی جمهوری اسلامی داشتند را گیج و حتی دلسرد کرده است.

به همین دلیل است که آنهایی که از ترامپ درخواست کمک کرده بودند و با ساده سازی سیاست رویا به مردم ایران فروخته بودند، امروز پس از دیدن آثار درخواست کمک از ترامپ و نتانیاهو، یا سکوت کرده اند و یا از مواضع پیشین خود عقب نشینی کرده اند.

به همین دلیل است که برخی از کنشگران و حتی چهره های شناخته شده در میان اپوزیسیون با ساده سازی این واقعیت که بخش های بزرگی از مردم ایران از رضا پهلوی حمایت می کنند و با دنباله روی از منطق سیاست رسانه ای و پوپولیستی زیر پرچم رضا پهلوی رفتند، اما حال که مشخص شده است که او نه نهادسازی در داخل کشور کرده است و نه توانسته است آن ادعای پنجاه هزار نفر از نظامیان که به او پیوسته اند عملی و مادی کند و نه مقبول ترامپ است، سکوت کرده اند.
https://t.me/politicalphilosphy/552

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر