۱۴۰۴ شهریور ۹, یکشنبه

ابرهای تیره جنگ و انتظار وقوع یک حادثه بزرگ



در سالهای اخیر، بطور مشخص در زمان انتخابات مجلس و ریاست دولت جمهوری اسلامی اکثریت مردم با سکوت خود در انتخابات شرکت نکردند، حتی با وجودی که حکومت سعی کرد باز هم از ترفند «انتخاب بین بد و بدتر» استفاده کند. که این حضور غیر فعال در جریان انتخابات مسلما نشانه ای بارز از بحران مشروعیت رژیم بود.

اما در شرایط کنونی که کشور و ملت ایران در یکی از بحرانی ترین دوران حیات خود بسر می برد، دیگر نمیتوان عدم حضور فعال مردم در ایفای نقش برای نجات کشور خود از فروپاشی را مستقیما به بحران مشروعیت رژیم مربوط دانست.

این عدم حضور فعال مردم در نجات کشور خود از جنگ، فروپاشی و نابودی، که عامل اصلی آن خیره سری ها و لجبازی های شخص خامنه ای است که اکنون به صحرای کربلا زده است، را باید به پدیده انتظار برای بروز یک تحول بزرگ نسبت داد.

آشکار است که اکثریت مردم ایران به‌صورت ذهنی از نظام جمهوری اسلامی و ساختار ولایت فقیه عبور کرده اند و خواهان سرنگونی این حکومت هستند اما شوربختانه این خواسته بویژه در شرایط بحرانی کشور که سایه های جنگ و فشار حداکثری هر روز سنگین تر می شوند، از سکوت و تحریم فعال انتخابات (مانند دورانهای پیشین) به انتظار وقوع یک حادثه و اتفاق مهم تبدیل شده است.

دلیل این واقعیت نیز بسیار روشن است، ترس از سرکوب خشن و وحشیانه، آنگونه که در دوران جنبش زن زندگی آزادی اتفاق افتاد؛ بی اعتمادی به جریانها و رهبران سیاسی، همانطور که در جریان جنبش زن زندگی آزادی نه تنها موفق به جلب حمایت و اعتماد مردم نشدند، که حتی مردم را نسبت خود نا امید ساختند؛ شرایط بسیار سخت اقتصادی و معیشتی و خستگی روانی و فرسایش اجتماعی ناشی از آن که دیگر رمقی برای مردم باقی نگذاشته اند؛ و نیز نبودن یک چشم انداز روشن برای موفقیت آغاز یک حرکت جدید.

در عین حال اما مردم ایران و بویژه زنان و جوانان، با وجود بسر بردن در شرایط انتظار، همچنان به مقاومت مدنی در برابر فشارهای حاکمیت ادامه می دهند و نهادهای صنفی و مدنی نیز همچنان پیگیر خواسته های صنفی و دموکراتیک خود هستند، اما در شرایط بحرانی فعلی، این اقدامات در زیر سایه جنگ و بحرانهای معیشتی و بنا به دلایلی که در فوق به آنها اشاره شد، نمی توانند به سطح کلان و ملی ارتقا پیدا کنند.

در چنین شرایطی به انتظار یک تحول و حادثه بزرگ نشستن نتیجه ای جز انفعال و سپردن سرنوشت خود و کشور خویش بدست سپاهیان جمهوری اسلامی، سردمداران غارت و ثروت و یا نیروهای خارجی نخواهد داشت.

به باور نگارنده، تنها یک راه برای خروج از شرایط بسیار بحرانی کشور و شکستن بن بست انتظار وقوع یک حادثه بزرگ وجود دارد. و آنهم ترک مخاصمه با امریکا و اسراییل، پایان پروژه غنی سازی و بازگشت به عقلانیت. خواسته ای که مانع اصلی تحقق آن شخص خامنه ایست که می خواهد حسین وار و عاشوراگونه کشور را بر خاکستر جنگ بنشاند. از این نظر بجای انتظار وقوع یک حادثه، از جمله مرگ خامنه ای و یا جنگ تا شاید رژیم سرنگون شود می بایست استعفای خامنه ای و اعلام پایان مخاصمه به یک خواست عمومی تبدیل شود.

https://t.me/politicalphilosphy/108

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر