۱۴۰۴ مرداد ۲۹, چهارشنبه

حباب های سیاسی و دنیاهای موازی آفت اپوزیسیون

اصطلاح «حباب سیاسی» (Political Bubble) در دنیای سیاست برای فضاهای بسته و ایزوله فکری و اطلاعاتی بکار برده می شود. در چنین فضایی فقط افراد یا گروه‌هایی با دیدگاه‌های مشابه حضور و تعامل دارند و اطلاعات و تحلیل های خود را از منابع مشترک می گیرند و با هم به اشتراک می گذارند. در چنین فضای مشترکی، تحلیل ها و مواضع سیاسی پژواک پیدا می کنند و تکرار مداوم آن باعث می شود اعضای چنین فضای مشترک و گرفتار شده در یک حباب سیاسی واحد از واقعیت‌های متنوع و دیدگاه‌های متفاوت دور و بی اطلاع بمانند. یکی از پیامدهای مهم حضور دائمی در یک حباب سیاسی، پدیده خودتاییدی و اثبات مداوم دیدگاه های خود است.

امروزه نقش شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و دنیای مجازی در شکل‌گیری و تقویت حباب‌های سیاسی بسیار تعیین کننده و پررنگ است. الگوریتم های طراحی شده در شبکه‌های اجتماعی توانایی بسیار بالایی در پژواک دیدگاهها و علاقمندیهای فردی دارند، بطوریکه کاربر شبکه های اجتماعی، پس از مدت کوتاهی بدون اینکه متوجه باشد در یک فضا و گفتمان مشخص سیاسی و فکری (که بر اساس علائق و گرایشات او توسط الگوریتم ها خلق شده است) ایزوله می شود. به گونه ای که کاربر گرفتار آمده در یک حباب سیاسی و اطلاعاتی خاص، تصور می کند که همه با او هم نظر هستند و آنها اکثریت جامعه را تشکیل می دهند.

یکی از عوارض مهم حضور دائمی در یک فضا و حباب سیاسی و اطلاعاتی خاص، ایجاد توهم نسبت به توانایی و قدرت در ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی است. عدم درک درست از قدرت، مشروعیت و یا محبوبیت خود یکی دیگر از عوارض حباب های سیاسی و اطلاعاتی است. به همین علت اعضای حباب های سیاسی اساسا نیازی به تعامل با دنیای بیرون از خود نمی بینند، زیرا دنیای خارج از فضای و روابط سیاسی که عضو آن هستند، در نزد آنان نه مشروعیتی دارد و نه اصولا وجود خارجی و واقعی.

شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه پلتفرم‌هایی که بسیار گسترده و همه گیر مورد استفاده قرار می گیرند، با ایجاد حبابهای سیاسی پروسه هویت سازی های سیاسی و ایدئولوژیک را شدت می بخشند، هویت هایی که متعلقان به آن می توانند ابراز وجود سیاسی-ایدئولوژیک کنند، نیازی که مرتب نیز تشدید می شود. این فضا همچنین می‌تواند به محلی برای تضاد بین گروه‌های مختلف تبدیل شود که نتیجه آن تقویت بیشتر حباب‌های سیاسی و افزایش شکاف‌ها در سطح اجتماع است.

البته همانطور که حباب های آب که در فضا پراکنده می شوند، از وجود هم بی اطلاعند و تصادف دو حباب معمولا منجر به ترکیدن حباب و نابودی هر دو حباب می گردد، حباب های سیاسی و اطلاعاتی نیز فقط در دنیای خود محبوسند و تنها در صورت تماس با حباب های سیاسی دیگر و تبادل اطلاعات با یکدیگر بسرعت از بین می روند.

برای مثال در حباب سیاسی سلطنت طلب ها، از وقایع تاریخی روایت هایی ساخته و پرداخته می شود که همگی تایید کننده حباب سیاسی سلطنت طلبی باشند. کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ که بر اساس اسناد و مدارک منتشر شده توسط دولت آمریکا و اعتراف برخی مقامات سیاسی این کشور واقعا یک کودتای برنامه ریزی شده بوده است، «قیام ملی» معرفی می شود. به اصطلاح قیامی که شرکت کنندگان در آن فقط یک مشت لمپن چاله میدانی طرفدار آیت الله کاشانی بودند و مردم در آن حضور نداشتند. انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نیز در همین فضا و حباب سیاسی تفسیر می شود، به این معنی که واقعه ۲۸ مرداد ۳۲ یک قیام ملی بود، و واقعه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در واکنش به آن شورش و کودتایی بود علیه نظام شاهنشاهی. تفسیر و روایت سازی کاملا یکطرفه، تک فاکتوری و بسیار سطحی که فقط به درد روضه خوانی ها ایام ۲۸ مرداد و ۲۲ بهمن می خورد.

شاید گفته شود که زندگی در یک حباب و روابط امن و مورد اعتماد، بخشی از طبیعت انسان است و شاید وجود حباب های سیاسی ناشی از این نیاز طبیعی باشد. ضمن اذعان به این واقعیت که انسان هوشمند یک موجود اجتماعی است، موجودی که از طریق ایجاد رابطه با محیط پیرامون خود و معنا بخشی به این رابطه ها است که می تواند ادامه حیات دهد، اما باید گفت زمانی که همین نیاز بسیار طبیعی حوزه های اجتماعی و به ویژه سیاسی و قدرت مداری شود، می تواند پیامدهای بسیار منفی و مخرب نیز بر جا بگذارد.

برای مثال گفته می شود که بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ میلادی که از آمریکا شروع شد ناشی از ترکیدن حبابی اقتصادی بوده است که در اثر دادن وامهای بی پشتوانه، بیش از اندازه بزرگ شده بود. اما بسیاری نیز معتقدند که این حباب صرفا یک حباب اقتصادی و به علت ریسک پذیری بیش از حد برخی از موسسات مالی نبوده بلکه حبابی در درجه نخست ایدئولوژیک و سیاسی بوده است. حبابی که سازندگان اصلی آن واقعا از نظر ایدئولوژیک معتقد به عدم دخالت دولت در گردش پول و مناسبات مالی و بویژه بازار بورس بودند. نویسندگان کتاب "حباب سیاسی، بحران اقتصادی و شکست دموکراسی آمریکایی" نولان مک کارتی، کیس ت. پوول و هوارد روزنتال معتقدند که سه عامل مهم در شکل گیری حبابی که ترکیدن آن موجب فرو ریختن دیوار وال استریت در نیویورک شد، ایدئولوژی، منافع و موسسات (ideology, interests, institutions) بوده اند، سه عاملی که دست در دست هم حباب کاذبی بر کل جامعه آمریکا سوار کرده بودند.

تجارب ناموفق مخالفین جمهوری اسلامی در همگرایی و اتحاد نیز از منظری که نویسندگان کتاب "حباب سیاسی، بحران اقتصادی و شکست دموکراسی آمریکایی" به بحران اقتصادی ۲۰۰۸ نگریسته اند قابل توجیه و تفسیرند. به این معنی که بیماری حباب سیاسی یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت اتحادها و تشدید اختلافات و قطب بندی های سیاسی بوده است. بیماری که از اندیشه های سنتی ایدئولوژیک سرچشمه می گیرد و در اثر وابستگی ها و تعلقات تاریخی بین اعضا و امنیت و منافعی که از این طریق حاصل می شود، تشدید و گسترش و سرایت نیز می یابد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر