۱۴۰۴ مهر ۷, دوشنبه

افق گشایان و نان شب مردم

برای یک خانواده با فرزندان گرسنه چشم انداز و افقهای روشن و وعده زندگی زیبا و مرفه چاره رفع گرسنگی نیست، آنچه که آنها نیاز دارند نان شب است و اگر برای رفع گرسنگی عصیان کنند و دست به دزدی نان نیز بزنند کاملا قابل فهم است.

وضعیت جوانان ایران در جریان جنبش زن زندگی آزادی نیز تا حدود شبیه این خانواده گرسنه بود، آنها گرسنه آزادی پوشش و تشنه زندگی کمی آسوده تر و بهتر بودند و بدون توجه به اینکه آیا افق و چشم اندازی روشن در آینده در برابر آنها گشوده است، دست به عصیان و حتی ایجاد آشوب زدند؛ و این عصیان نیز حق آنها بود و کاملا قابل فهم.

جامعه ایران در شرایط امروز نیز تشنه و گرسنه و محتاج نان شب است، نیازمند راه حلی برای رفع مشکل امروز خود می باشد؛ و برخلاف باور بسیاری از فعالین و جریانات سیاسی به ضرورت داشتن یک افق و آینده روشن، به ضرورت و نیاز امروز خود می اندیشد و ممکن است با یک جرقه بار دیگر عصیان کند و اگر سرکوب شد باز هم بار دیگر و به شکلی دیگر برخیزد و عصیان کند، زیرا گرسنه است و به نان شب محتاج.

متاسفانه بسیاری از مدعیان اپوزیسیون جمهوری اسلامی کمتر به این واقعیت بسیار آشکار توجه می کنند و همچنان در بند رتوریک ارائه یک «افق و گفتمان آینده نگر» و چشم اندازهای روشن گرفتارند تا به باورشان مردم ایران رهبری آنها را بپذیرند و به آنها اعتماد کنند؛ اما شکم گرسنه به چیزی جز راه حلی برای رفع گرسنگی امروز خود باور ندارد، او مانند آن خانواده و فرزندان گرسنه اش می خواهد عصیان کند تا امروز را به فردا برساند.

من متوجه نمیشوم، که چرا کنشگران سیاسی و مدعیان اپوزیسیون همچنان یا به دنبال ساختن آلترناتیو و پرداختن به یک افق و چشم انداز روشن برای آینده های دور هستند و یا دست به دامان دیگران می شوند؛ اما برای مشکلات همین امروز مردم ایران راه حلی ارائه نمی دهند و راه چاره ای برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلات روی سفره مردم پیشنهاد نمی کنند؛ و چرا به آن کار منطقی خانواده گرسنه که همانا عصیان علیه وضع موجود است کمتر توجه می کنند. ظاهرا مدعیان اپوزیسیون بیش از آنکه امروز نگر باشند، در اتاقهای فکر خود آینده نگری می کنند و برای پس از جمهوری اسلامی مشغول برنامه ریزی هستند.

مشکلات امروز مردم ایران بسیار آشکارتر از آنند که لازم به تکرار باشد، جامعه ایران گرفتار سیاستهای جنگ طلبانه رهبری جمهوری اسلامی است و سایه جنگ هر روز سنگین تر می شود. بحرانهای اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم پس از فعال شدن مکانیزم ماشه شتاب گرفته اند و عموم مردم نیز خوب می دانند که عامل اصلی این وضعیت شخص رهبر جمهوری اسلامی و ضدیت های هیستریک او با غرب است.

راه حل عبور از این وضعیت نیز بارها در شعارهای مردم تکرار شده اند، ترک مخاصمه با اسراییل و امریکا، پایان پروژه اتمی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی. اینها نیازهای امروز، همین امروز، مردم ایران هستند و مانند نان شب واجب تر هر چیز دیگری می باشند.

خانواده بزرگ ایران نیز مانند آن خانواده گرسنه، برای نجات از گرسنگی راهی جز عصیان ندارد. البته که عصیان در ابعاد اجتماعی و در دنیای امروز راهکارهای خاص خود را دارد و با خشونت کور و تخریب و شورش متفاوت است، و این مهم در درجه نخست به عهده نخبگان و روشنفکران و کنشگران سیاسی و مدنی ایران است که این عصیان اجتماعی را مدیریت کنند و با سازماندهی به کانالهای درست هدایت نمایند.

اما این کانالهای درست، چیزی جز راه اندازی کارزارهایی علیه جنگ، توقف غنی سازی و ترک مخاصمه با اسراییل و امریکا و گشایش مذاکرات مستقیم با آمریکا نیست. اینها خواسته های همین امروز مردم ایران هستند و حتی بخش هایی از حاکمیت نیز در انتظار آغاز چنین کارزارهایی نشسته اند تا در صورت گسترش و همه گیر شدن به آن بپیوندند.

بیاییم یک بار هم شده، امتحان کنیم و از پشت میز تحلیل و چشم انداز سازی و افق گشایی برخیزیم و مانند یک کنشگر معمولی مدنی و با کمک به راه اندازی چنین کمپین هایی به یاری خانواده بزرگ ایران و مردمان تشنه و گرسنه برخیزیم.

https://t.me/politicalphilosphy/149

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر