تحولات و فراز و نشیب های سیاسی، فرهنگی و حتی علمی در ایران همواره متاثر از شرایط زمانی و جهانی خود بوده اند. جنبش مشروطه در ایران تاثیرات شگرفی (از طریق روشنفکران ایرانی مقیم کشورهای همسایه ایران) از جنبش های دموکراتیک، لیبرالی و ملی در اروپا گرفت؛ و البته ایران در این دوره تاریخی یکی از پیشگامان جنبش مشروطه خواهی و عدالت جویی در منطقه نیز بود.
در دوران اوج گیری جنبش های انقلابی، استقلال طلبانه و ضد استعماری در جهان نیز شاهد رشد جنبش های انقلابیِ چپ با گرایشات سوسیالیستی (متاثر از انقلاب ۱۹۱۷ و پیروزی بلشویکها در روسیه، انقلاب کوبا و جنبش استقلال طلبی در الجزایر) در ایران هستیم. جنبش ملی شدن نفت ایران نیز همزمان با جنبشهای ضد استعماری و ملیگرایانه در سایر نقاط جهان بود.
در شرایط امروز اما ما شاهد رشد و تقویت یک جریان کاملا متفاوت با جنبش های ملی، انقلابی و چپ هستیم. جنبشی که اگرچه از نظر بنیادهای فکری ایدئولوژیک بسیار متفاوت با جریان ناسیونال-سوسیال افراطی در آلمان و بخشی از اروپای نیمه اول بیستم است، اما از نظر عملکرد و روش سیاسی شباهت های بسیاری با ناسیونال-سوسیالیسم دارد.
این جریان جدید تحت عنوان ناسیونال-لیبرال افراطی شناخته می شود که ترکیبی از ملی گرایی تند با شعارهای لیبرالی البته فقط در حوزه اقتصاد، ارائه می دهد. این جریان نیز مانند ناسیونال-سوسیال در آلمان هیتلری، گرایشات بسیار افراطی ملی گرایی و ضد مهاجرت خارجی ها از خود نشان می دهد و با جریانها و اندیشه های چپ و سوسیالیستی دشمنی عمیقی می ورزد.
احزاب و رهبران پوپولیست اروپایی که در بسیاری از کشورهای این قاره در حال رشدند، در حقیقت نمونه های بسیار بارزی از گرایشات ناسیونال-لیبرال افراطی هستند، که شعار اصلی اشان «اول کشور خودم» است؛ مانند حزب آزادی اتریش، حزب آلترناتیو برای آلمان و حزب برای آزادی در هلند.
یکی از ویژگی های مهم این جریانات نوظهور، تشویق خشونت و دو قطبی کردن جامعه است، بطور مشخص علیه خارجی ها و جریانات و گرایشات سوسیالیستی و چپ؛ که شوربختانه در ایران نیز در حال رشد و گسترش می باشد.
نمونه مشخص جریان ناسیونال-لیبرال افراطی در ایران سلطنت طلبان افراطی اند، که پنجاه هفتی ها را عامل اصلی همه بدبختی های ایران امروز معرفی می کنند و از آنها چهره ای دیو صفت در مقابل فرشته پهلوی می سازند و یا سه جریان چپ و ملی و مجاهد را سه مفسد معرفی و کسانی را که رهبری رضا پهلوی را نپذیرند، دشمن ملت معرفی می نمایند.
جریان افراطی ناسیونال-لیبرال که در پوشش سلطنت طلبی افراطی در ایران امروز در حال رشد است در عرصه جهانی نیز با گرایشات مشابه خود همراهی و همزمانی دارد، بخاطر داریم که در جریان مبارزات انتخاباتی دونالد ترامپ، سلطنت طلب ها نقش حمایتی فعالی داشتند و نیز در کمتر تجمع خیابانی سلطنت طلبان است که پرچم اسرائیل دیده نشود، و مهمتر از همه، در زمانی که موج گسترده ای از مخالفت با سیاست ها دولت اسراییل و شخص نتانیاهو در قبال مردم غزه سرتاسر جهان را فراگرفته است، این جریان کاملا سکوت اختیار کرده است.
سکوت در برابر جنایات اسراییل در غزه، ضدیت با چپ و مساوی دانستن چپ با خیانت و وابستگی، باستان گرایی در پوشش ملی-گرایی، مهاجر ستیزی (بویژه علیه افغانستانیها) و اقتدارگرایی پنهان در قالب دفاع از دولت مقتدر ملی از جمله ویژگی های مهم سلطنت طلبان افراطی می باشند که همپوشانی بسیار بارزی با گرایشات ناسیونال-لیبرال افراطی در سطح جهان از خود نشان می دهد.
https://t.me/politicalphilosphy/132
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر