۱۴۰۴ آبان ۸, پنجشنبه

آیا فضای فکری و پارادایم نسل جوان امروز ایران «چپ نو» یا «چپ لیبرال» است؟

در جنبش های سیاسی و انقلابی ایران همواره نسل جوان و به طور مشخص دانشجویان نقش پیشگام داشته اند. از جنبش ملی شدن صنعت نفت در سالهای ۳۰-۳۲، بیش از دو دهه بعد در جنبشی که به انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ انجامید، تا جنبش اعتراضی دانشجویان در سال ۱۳۷۸، اعتراضات میلیونی به تقلب و کودتای انتخاباتی در سال ۱۳۸۸، در جنبش های اعتراضی خیابانی در سال ۹۶ و ۹۸ و سرانجام در جریان جنبش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱.

اگرچه در جنبش های سیاسی در دهه های اخیر جوانان و دانشجویان نقش بسیار فعال و پیشرو داشته اند، و از این نظر یک وجه اشتراک وجود دارد، اما لازم است نگاهی دقیقتر به ترکیب بندی و پایگاه های اجتماعی و طبقاتی جوانان شرکت کننده در این جنبش ها داشته باشیم. در جنبش های اعتراضی سالهای ۹۶ و ۹۸ عمدتا جوانان متعلق به بخش های پایینی جامعه (به دلیل فشارهای اقتصادی ناشی از تبعیض و بیکاری) شرکت داشتند، در حالیکه در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱، نسل جوان علیه های سیاست های سرکوبگرانه و تبعیض آمیز رژیم در زمینه های سیاسی و فرهنگی (به طور مشخص حجاب اجباری) پیش قدم بودند.

این واقعیت نیز غیر قابل انکار است که علاوه بر پایگاه اجتماعی و طبقاتی نسلهای جوان ایران که بین طبقات پایینتر تا طبقه متوسط نوسان داشته است، فضای فکری نسل جوان نیز در طول دهه های اخیر دگرگونی های بسیار آشکاری داشته است.

بطور کلی می توان گفت که فضای فکری نسل جوان در دهه های پیش، به ویژه تا قبل از انقلاب اسلامی سال ۵۷، بیشتر متاثر از چپ سنتی یا همان مارکسیسم-لنینیسم کلاسیک بوده است، که در آن رهایی انسان از استثمار نظام سرمایه داری و امپریالیسم در اولویت نخست قرار داشته است. در عرصه های سازمانی و تشکیلاتی نیز بر حضور نقش حزب پیشتاز و منسجم تاکید بسیار می شده است. در این فضای فکری، عرصه های فرهنگی و هویتی و جنسیتی به دلیل اصلی و فرعی کردن تضادها و روبنا دیدن این عرصه ها نسبت به زیربناهای اقتصادی و طبقاتی، همواره مورد بی توجهی بوده اند.

اما بنظر می رسد که از سالهای اخیر فضای فکری نسل جوان ایران دچار تحولات اساسی شده است. نسل جوان ایران امروز اگرچه همچنان پیشرو، آزادیخواه، عدالت طلب و خواهان تغییر وضع موجود است و همچنان در برابر عوامل بازدارنده سیاسی، فرهنگی و استبداد و بی عدالتی به مبارزه ادامه می دهد؛ و از این نظر این را نسل را همچنان می توان از نظر فضا و پارادایم فکری «چپ» دانست، اما دیگر نمی توان فضای فکری نسل جوان ایران امروز را در پارادایم «چپ سنتی» تعریف و شناسایی کرد.
در جریان جنبش زن زندگی آزادی به خوبی شاهد بودیم که نسل جوان ایران تا چه حد نسبت به تبعیض های فرهنگی و بی عدالتی های جنسیتی حساسیت نشان می دهد. در تجمعات اعتراضی در اعتراض به تخریب محیط زیست نیز همواره نسل جوان نقش فعال و سازمان دهنده دارد. همچنین، نسل جوان ایران امروز دیگر اقتدارگرایی حزبی و سازمانی و رهبری فردی و کاریزماتیک را بر نمی تابد و به سازماندهی مشارکتی، افقی و شبکه ای روی آورده است. و آنچه که برای این نسل بسیار بسیار اهمیت دارد آزادی های فردی در زمینه های رابطه های جنسی، نوع پوشش و روابط اجتماعی و فرهنگی است.

اگر این ویژگی ها را با تعاریفی که امروزه از «چپ نو» می شود مقایسه کنیم شاید بتوان گفت که فضا و پارادایم فکری نسل جوان در ایران امروز، از نوع «چپ نو» است. در عین حال اما اگر همین فضا را با «لیبرالیسم پیشرو» و یا «چپ لیبرال» مقایسه کنیم نیز باز هم فصل مشترکهای بسیاری می یابیم.
و اگر بطور کلی دو گرایش «چپ نو» و «لیبرالیسم پیشرو» یا «چپ لیبرال» را با هم مقایسه کنیم در برخی زمینه خویشاوندی هایی را در ارزش‌ها مشاهده می کنیم. هر دو جریان از دل نارضایتی از نظم موجود و محافظه‌کاری سنتی بیرون آمده‌اند؛ و در اصولی مانند آزادی های فردی و مدنی، عدالت اجتماعی و اقتصادی، برابری جنسیتی و فرهنگی و صلح و محیط زیست و حقوق بشر اشتراک نظر و هدف دارند.

بنابراین، وقتی جوانان ایرانی در فضای امروز، از عدالت، آزادی و برابری حرف می‌زنند، بدون آنکه به ایدئولوژی خاصی متعهد باشند، می توان نتیجه گرفت که از نظر محتوایی ممکن است هم به چپ نو نزدیک باشند، هم به لیبرالیسم پیشرو و یا چپ لیبرال. اما آنچه که بسیار مهم است و باید روی آن تاکید کرد این است که در فضای فکری و اجتماعی ایران، آنچه اکنون در میان جوانان شکل گرفته، دیگر نه چپ سنتی است و نه لیبرالیسم کلاسیک.

بنابراین شاید بتوان گفت در عمل، ما با یک «چپ نوِ لیبرال‌دموکرات» در میان جوانان ایران مواجهیم، گرایشی که نه ضد اقتصاد بازِ بازاربنیاد است، نه صد در صد تسلیم این نوع از اقتصاد، ضد آزادی های فردی نیست اما در عین حال نسبت به فقر و نابرابری بی تفاوت نمی باشد. گرایشی که برای آزادی های فرهنگی اهمیتی بسیار قائل است و حساسیت های اخلاقی در برابر ظلم و تبعیض و بی عدالتی دارد. جریانی که آزادی را بدون عدالت ناکافی می‌داند، و عدالت را بدون آزادی ناممکن.
https://t.me/politicalphilosphy/216

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر