۱۴۰۴ مهر ۲۹, سه‌شنبه

از اعلام مواضع در شکل بیانیه تا سازماندهی خرد جمعی

جامعه روشنفکری و سیاسی ایران هنوز راه طولانی تا رسیدن به قدرت سازماندهی خرد جمعی و تحقق گزاره معروف ویل دورانت "Intelligence will organize intelligence" (خرد، خرد را ساماندهی خواهد کرد) که در کتاب «داستان فلسفه» آمده است، در پیش دارد.

روش معمول در میان کنشگران سیاسی، مدنی و فرهنگی ایران بیانیه نویسی با امضاهای جمعی است و تنها اقدام سازمان دهنده در این رابطه جمع آوری امضاها از گوشه و کنار است. پس از انتشار اما دیگر از پیگیری خواسته های مطرح شده خبری نیست و اثر و نتیجه ای درازمدت نیز دیده نمی شود. حتی بسیاری از کنفرانسها نیز عملا محدود به نشست و برخاست برای شنیدن مواضع یکدیگر است و در انتها باز هم بیانیه و اعلام مواضع.

سازمانهای سیاسی نیز مبنای اعلام مواضع و فعالیتهایشان عمدتا محاسبه سود و زیان هر عمل و یا اعلام مواضع سیاسی است، آن هم فقط در چارچوب اهداف و راهبردهایی که از قبل تعیین و تنظیم شده اند. اهداف و راهبرد هایی که معمولا در یک پروسه پیچیده تشکیلاتی و بوروکراتیک و سرانجام با رای گیری برای حداقل چند سال تثبیت می گردند. این وضعیت در کنار شتاب بسیار بالای تحولات سیاسی و اجتماعی و فشارهایی که از بیرون برای اعلام موضع و یا یک اقدام سیاسی مشخص بر سازمانهای سیاسی وارد می شود، معمولا ضریب خردمندی و عقلانیت و آینده نگری را کاهش می دهد.

برای خروج از این وضعیت، بهتر است باز هم از ویل دورانت کمک بگیریم. ویل دورانت در آغاز کتاب (Philosophy and the social problem) می نویسد که یکی از اصلی ترین دغدغه های فکری بسیاری از فلاسفه بزرگ مسائل و مشکلات جامعه ای بوده که در آن زندگی می کرده اند. وی بر این مبنا مدعی است که اولین شرط معالجه مشکلات اجتماعی ورود و نگاه فلسفی به آن مشکلات است.

وی در این رابطه به فلاسفه و خردمندان بزرگی مانند ارسطو، افلاطون، بیکن، اسپینوزا و نیچه اشاره می کند که هر یک در جستجوی راه حلی برای مشکلات اجتماعی زمان خود بودند و ما نیز می توانیم افکار و اندیشه های آنها را البته مستقل از شرایط خاص دورانی که در آن زندگی می کرده اند، برای دوران حال مورد استفاده قرار دهیم.

بسیار واضح است که هریک از این فیلسوفان و خردمندان در مقطع خاصی از تاریخ زندگی می کردند و نظام فکری و فلسفی خاص خود را داشتند اما ویل دورانت معتقد است که فلاسفه بزرگ که تاریخ و سرگذشت زندگی آنها منعکس کننده تاریخ تمدنها نیز می باشد، یک فصل مشترک بسیار مهم نیز داشتند. این نقطه مشترک تلاش همگی آنها برای ساختن یک نظام اخلاقی طبیعی و نرمال در برابر نظامهای اخلاقی-ایدئولوژیک که ریشه های ورای طبیعت داشته و یا دارند بوده است. یک نظام اخلاقی کاملا طبیعی و زمینی که عناصر اصلی آن را بشر اندیشمند به عنوان یک فرد و انسان اجتماعی به عنوان یک عضو مستقل از جامعه خود تشکیل می دهند.

ویل دورانت در انتهای کتاب مزبور می نویسد که هدف من پیشنهاد یک ایسم (یک ایدئولوژی) جدید یا ارائه یک برنامه مشخص (برای حل مشکلات اجتماعی) نیست بلکه طرح یک روش جدید، یک زاویه ورود نوین و آغازی دوباره است. طرحی که نه تنها قصد حذف طرح های دیگر را ندارد بلکه دست کمک و یاری بسوی آنها نیز دراز می کند. وی ادامه می دهد که ما ممکن است به دلیل ناموفق بودن تلاشهایمان نا امید شده باشیم حتی خسته از تلنبار شدن و افزایش مشکلات اجتماعی بجای کاهش آنها. گویی که در یک دور باطل افتاده ایم و مشکلات اجتماعی غیر قابل حل هستند.

از اشاره به نظریات ویل دورانت می خواهم نتیجه بگیرم که سازمانهای سیاسی به دلیل ساختار فکری و تشکیلاتی و همچنین منافع سازمانی و تشکیلاتی و نیز پایبندی های ایدئولوژیک معمولا در یک حباب سیاسی و فکری ویژه خود زیست می کنند. این وضعیت در رابطه با ایران، به دلیل قطع ارتباط ارگانیک به جامعه، تشدید نیز می شود و مانع نگاه واقعبینانه و زمینی به شرایط اجتماعی می گردد.

اما روشنفکران و نخبگان و خردمندان جامعه به دلیل عدم وابستگی های ایدئولوژیک و تشکیلاتی کمتر در معرض چنین آسیب ها و موانعی هستند و بنابراین می توانند نقش موثرتر، تعیین کننده و محوری تری در هدایت گفتگوها و تعیین گفتمانها و راهبردها داشته باشند.

از این نظر سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی در صورت ارتباط مستمر و کارآمد با نخبگان علمی، فکری و فرهنگی می‌توانند از دیدگاه‌های عمیق‌تر و تحلیل‌های دقیق‌تر بهره‌مند شوند. این نوع تعامل می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات مستند و تحلیل‌های منطقی بگیرند، نه صرفاً بر اساس نظرات سطحی یا گرایش‌های زودگذر. در این رابطه مهم اما تاکید بر نقش محوری روشنفکران و نخبگان و خردمندان است.

البته که این گفتگو باید دوطرفه باشد. روشنفکران نیز باید آماده باشند تا از تجربیات عینی و نیازهای اجتماعی و سیاسی مردم آگاه شوند، و نه صرفاً از روی تئوری‌های انتزاعی تصمیم بگیرند. از طرفی، سازمان‌ها و احزاب سیاسی باید بتوانند به نخبگان اجازه دهند تا آزادانه و بدون ترس از فشارهای سیاسی، نظرات خود را بیان کنند.

همانطور که ویل دورانت تلاش داشت تا فلسفه را با اشاره به نمونه های تاریخی از فلاسفه ای که برای یافتن راه حل برای جامعه خود می اندیشیدند، به زمین و متن روابط اجتماعی بازگرداند، جامعه ایران نیز نیازمند ورود فعال تر خردمندان و روشنفکران به عرصه های واقعی زندگی اجتماعی ایرانیان و بر عهده گرفتن مسئولیت سازماندهی خرد جمعی و دعوت از سازمانهای سیاسی به باز کردن درهای خود و ورود فعال به این مباحث و کمک و یاری به سازماندهی خرد جمعی در گستره جامعه متنوع و رنگارنگ ایران است.
https://t.me/politicalphilosphy/201

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر