۱۴۰۴ مرداد ۳, جمعه

تراژدی که در حال وقع است

هویت سیاسی که علی خامنه ای از زمان قرار گرفتن بر مسند ولایت مطلقه فقیه، از خود بروز می دهد، هویتی ایدئولوژیک و عقیدتی نیست، بلکه هویتی است بر اساس نفرت و کینه. 

این هویت کینه ورز مختص شخص علی خامنه ای نیست، کلیت ساختار جمهوری اسلامی و بویژه هسته سخت قدرت آن بر این اساس شکل گرفته و پایه گذاری شده است. 


نیچه این نوع از کینه ورزی را واکنش اخلاق بردگان می نامد و معتقد است که در حقیقت این نوع از کینه توزی هیستریک به شکلی نه گفتن به زندگی نیز هست. 


کینه توزی در ساختار فکری و اخلاقی خامنه ای و بطور کلی نظام جمهوری اسلامی، تبدیل به یک ارزش شده است، که از نظر نیچه ریش های کاملا درونی و روانی دارد. 


خامنه ای روز را با نگاه به بیرون از خود، بسوی دشمن خویش، به شب می رساند و شبها با آرزوی انتقام از دشمن دیرینه اش سر بر بالین می گذارد. 


بنظر نیچه اخلاق بردگان برای رویشی همیشه نخست نیاز به یک جهان بیرونی دشمنانه دارد .به زبان فیزیولوژیک ، برای آن که کنشی داشته باشد به یک انگیختار بیرونی نیازمند است - زیرا کنش آن از بنیاد واکنش است. 


خمینی انقلاب ۵۷ را انقلاب مستضعفان می نامید و به واقع نیز چنین بود، مستضعفان و حاشیه نشینانی که با بغض و کینه به هر چه آثار تمدن و مدرنیته بود حمله می کردند و قصد نابودیش داشتند. همین ها بودند که کمیته های سرکوب را راه انداختند و به تدریج مدارج قدرت را طی کردند و حتی بر صندلی به اصطلاح ریاست جمهوری نیز تکیه زدند. 


تراژدی بزرگ این است که متاسفانه تخم کینه و نفرتی که انقلاب اسلامی کاشت، حتی دامن بسیاری از ایرانیان را نیز آلوده کرده است. کینه و نفرت از خامنه ای و سپاهیانش آن اندازه شدت یافته و عمیق شده است که حتی برخی حاضرند برای سرنگونی او دست به دامان دیگر جنایتکاران جنگی و محکومین دادگاه صلح لاهه، بطور مشخص نتانیاهو، شوند و از او بخواهند که «بزند و بیشتر بزند». 


شوربختانه مخالفت اصولی و رقابت سالم بین گرایشات سیاسی چپ و راست به عرصه کینه ورزی، توهین و حذف یکدیگر تبدیل شده است، تا جایی که یکی دیگری را ایرانی نمی داند و اعلام می دارد که اگر رهبری فلان شخص را پذیرفته نشود، شما ایرانی نیستید. 


آری، شلاق ظلم و ستم جمهوری اسلامی بر گرده بسیاری از ما، ما را نیز به جرگه بردگان و اخلاقیاتشان کشانده است. 


دیگر والاتباری و مدارا ارزش گذاری نمی شود، دیگر ایران مال همه ایرانیان نیست، عده ای وطن فروش و خائن معرفی می شوند (در هر دو سوی مخالفین و موافقین رژیم اسلامی) و مستحق محاکمه و حتی اعدام.  


تراژدی بزرگ این است که از صدر تا ذیل،‌ از نظام و رهبری آن تا بخش های بزرگی از مردم، کینه توز شده اند، همه چیز را به بیرون از خود و دشمن بیرونی و یا خارجی حواله می دهند و ادامه این وضعیت فروپاشی بیشتر جامعه و حاکمیت های اولیگارشی متکثر و رانت خوار، نوعی از فئودالیسم مدرن، خواهد بود.  


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر