۱۴۰۵ فروردین ۱۲, چهارشنبه

بازسازی ایران پس از جنگ و مقایسه راهبرد تغییرات سیاسی از طریق مبارزات مسالمت آمیز مدنی تا راهبرد جنگ برای سرنگونی



واضح است که کشورمان جدا از اینکه نتایج نهایی جنگ جاری چه باشند، از هم اکنون با چالش‌های بسیار جدی و دشواری برای بازگشت، حداقل، به شرایط پیش از جنگ روبه‌رو است. چالشهایی که شامل خسارت‌های جانی و مالی، تخریب زیرساخت‌ها، کاهش سرمایه انسانی و محدودتر شدن منابع اقتصادی می‌شود.

در این یادداشت کوتاه می خواهم مقایسه ای داشته باشم بین راهبرد مبارزات مسالمت آمیز برای گذار از جمهوری اسلامی و راهبرد جنگ برای سرنگونی این نظام، به طور مشخص از منظر زمان و هزینه ها.

فرض کنیم که این جنگ در آینده نزدیک پایان یابد و حکومت جمهوری اسلامی با وجود ضربات بسیار سنگین همچنان برقرار بماند. با توجه به اینکه صدای غالب از درون نظام جمهوری اسلامی، ادامه جنگ به هر قیمت است، می توان به راحتی حدس زد که در این سناریو خسارت‌های جانی و مالی بسیار بالا خواهند بود و زیرساخت‌ها، کارخانه‌ها و بخش‌های حیاتی اقتصاد به شدت آسیب خواهند دید.

در چنین وضعیتی، در صورت پایان جنگ و بقای یک جمهوری اسلامی ضعیف شده، بازسازی زیرساخت‌ها، صنعت و اقتصاد، در خوشبینانه ترین ارزیابی ها، دستکم بیست سال زمان می برد و احیای سرمایه انسانی و اعتماد اجتماعی نیازمند حداقل یک تغییر نسل است. سرمایه مالی لازم برای بازسازی در این سناریو نیز دست کم ۱۰۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. البته ناکارآمدی حکومت حتی می تواند زمان بازسازی و هزینه های آن را افزایش دهد.

اما فرض کنیم این جنگ سرانجام منجر به سرنگونی کامل این رژیم شد و یک حکومت مردمی و دموکراتیک بر سر کار آمد. در این سناریو نیز، تا همین امروز هم خسارت‌ها بسیاری به زیرساخت ها و صنایع و به طور کلی اقتصاد وارد آمده است، که برای بازسازی آنها زمان لازم ۱۵ تا ۲۰ سال تخمین زده می شود و سرمایه لازم نیز با فرض کارآمد و سالم بودن حکومت چیزی کمتر از ۱۰۰۰ میلیارد خواهد بود.

این ارزیابی کلی از دو سناریوی یاد شده و هزینه های آن را با استفاده از هوش مصنوعی انجام دادم تا ببینیم که اگر راهبرد مبارزات مسالمت‌آمیز و مدنی با استفاده از همه تاکتیک هایی که البته بسیاری از آنها در ایران به خوبی تجربه نشده اند، ادامه می یافت و جنبش های اجتماعی-سیاسی ایران در همان بستر و چارچوب جنبش زن زندگی آزادی ادامه می یافتند، آیا زمان بیشتری لازم بود و هزینه ها نیز سنگین تر از راهبرد استفاده از جنگ برای سرنگونی جمهوری اسلامی بودند؟

به باور من در راهبرد مبارزات مسالمت آمیز، هم زمان دستیابی به تغییرات سیاسی و اجتماعی مطلوب مردم ایران در مقایسه با سناریوی جنگ، و هم هزینه هایی که جامعه ایران در این راه متحمل می شود به مراتب کمتر بودند و خواهند بود. مضاف بر اینکه به دلیل حفظ و تکیه بر عاملیت نیروهای داخلی جامعه ایران، میزان ریسک و خطرات نیز بهتر قابل مدیریت بوده و هستند.

متاسفانه اما، بخش هایی از اپوزیسیون بدون توجه به این مقایسه بسیار ساده و فقط با استدلال که مبارزات مسالمت آمیز بسیار طولانی مدت است، برای گذار سریع از جمهوری اسلامی عملا اختیار و عاملیت سیاسی خود را در اختیار یک جریان مشخص در طیف سلطنت طلبان که از سالها پیش بر راهبرد جنگ سرمایه گذاری و لابی می کرد قرار دادند. راهبردی که اکنون کاملا مشخص شده است که در خوشبینانه ترین حالت، یعنی اگر حکومت سرنگون شود و یک دولت کارآمد و مردمی بر سرکار آید، حداقل یک نسل و دست کم یک هزار میلیارد سرمایه گذاری لازم دارد تا شرایط کشور را به نقطه صفر بازگرداند.
https://t.me/politicalphilosphy/603

این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت که کشور ما در جغرافیای خاورمیانه با همه مصائب و دشمنی ها و رقابت ها قرار دارد و یک ایران قوی، دموکراتیک و مردمی مطلوب قدرتهای منطقه ای نیست و به اشکال مختلف در راه بازسازی کشور سنگ اندازی خواهند کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر