۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه

سپاه پاسداران، این قزلباشان خامنه ای، نگهبانان خرافه


نقش مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در امور استراتژیکِ اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی و حضور فعال آن در ساختار قدرت این نظام بر کسی پوشیده نیست. این نهاد پس از پایان جنگ بین ایران وعراق، که "دفاع مقدس" نامیده می شود، و بدلیل نقش ویژه ای که در طول جنگ بعهده داشت، عملا خود را صاحب این مملکت می پندارد و بتدریج توانسته است به قدرتمند ترین نهاد سیاسی، نظامی-امنیتی و اقتصادی ایران تبدیل شود. بطوریکه اکنون بر همگان آشکار است که فرماندهان سابق و فعلی سپاه در راس همه امور کشور حتی ورزشی، انتظامی و فرهنگی حضور دارند.

در کنار این واقعیت ها اما آنچه که این روزها دیده می شود دخالت فعال سپاه پاسداران و بخش انتظامی و داخل کشوری آن، پلیس و نیروهای انتظامی، در بحث های اجتماعی و فرهنگی از جمله حجاب، هنجارهای اجتماعی، کنسرت های موسیقی و موضوع ورود بانوان به ورزشگاه ها است. اما اگر سپاه پاسداران در زمینه امور کلان اقتصادی، از جمله نفت، تجارت و سیاست خارجی و منطقه ای نیازی به حوزه های علمیه و مراجع تقلید ندارد و حتی آنها را به بازی نیز نمی گیرد، در رابطه با امور فرهنگی واجتماعی، روحانیون وابسته بخود را یکی پس از دیگری به صحنه می آورد.

برای مثال یکی از روحانیون قم بنام جعفر سبحانی در "دیدار فرمانده نیروی انتظامی نسبت به بروز برخی ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی در شهر قم هشدار داد و با بیان این که برخی برای از بین بردن قباحت بدحجابی در قم ماموریت دارند، از ناجا خواست به وظیفه خود در قبال این مساله عمل کند". وی همچنین می افزاید: "اکنون پرداختن به مسأله حجاب مهمتر از پرداختن به رباخواری است." دیگر روحانی حوزه علمیه قم مکارم شیرازی نیز در دیدار با فرمانده نیروهای انتظامی می گوید: "دولت با تعبیرات خود برای ناجا ایجاد زحمت نکند‌، در شرایط فعلی چه لزومی دارد بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها مطرح شود یا فلان کنسرت برگزار شود یا نشود! این مشکلی را حل نمی‌کند، نباید در بیان دولتی‌ها تعبیراتی باشد که سبب زحمت برای نیروی انتظامی شود."

لازم به یادآوری است که محمد علی جعفری در شهریور ماه سال 1386 به عنوان فرمانده کل نیروهای سپاه، جانشین یحیی رحیم ‌صفوی میشود. وی در هفتم مهرماه همین سال، از تغییر استراتژی این نیرو خبر می دهد که به گفتۀ او، "از سوی رهبر انقلاب مشخص شده است". محمد علی جعفری ضمن اعلام این خبر، اضافه می کند "ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی سپاه به كمك ارتش خواهد شتاف". اکنون اما پس از گذشت حدود هشت سال، بنظر می رسد که ماموریت سپاه و نیروهای انتظامی در مقابله با تهدید های داخلی به دخالت مستقیم و آشکار در امور فرهنگی و اخلاقی نیز کشیده شده است و سپاه پاسداران عملا بعنوان یک تشکیلات ایدئولوژیک برای اجرای شرایع دین اسلام و برنامه های شیعه گری این نظام ظاهر می شود.

در این میان اما سپاه پاسداران و مراجع وابسته به ولایت فقیه به مقبره خمینی و مسجد جمکران توجه ویژه ای نشان می دهند. دو پایگاهی که یکی بعنوان "حرم مطهر" و دیگری "مسجد مقدس" در حال حاضر با سرمایه گذاری های هزاران میلیاردی و با قدرت نظامی سپاه پاسداران و عوامل تبلیغاتی روحانیت وابسته به بیت رهبری تبدیل به مراکز اصلی رواجِ شیعه گری و خرافات شده اند. در همین رابطه مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران رمضان شریف، در پاسخ به انتقاداتی که از داخل همین حکومت به طرح های پر خرج برای مجلل کردن مقبره خمینی شده بود، هشدار می دهد و می گوید: "بايد با هوشمندی مراقبت کرد تا خدای ناکرده به نوعی عمل نشود که موجبات سوء استفاده دشمنان امام و انقلاب فراهم آيد"

همچنین می توان به سایت رسمی جمکران مراجعه کرد که در آن آمده است: "طرح جامع مسجد مقدس جمکران پس از بررسي نهايي به تصويب رسيد. مشخصات عمومي این طرح به این قرار است: مساحت اوليه براي اجراي نهايي پروژه 250 هکتار، مساحت زمين اصلي مسجد مقدس دررينگ اول، نزديک به 580 هزارمتر مربع، مساحت زمين هاي رينگ دوم وخيابان ها، نزديک به دوميليون وهشتصدهزارمترمربع، مساحت پنج شبستان وساختمان هاي اصلي مسجد 294 هزارمتر مربع، مقداربودجه هزينه شده براي اجرای طرح تا کنون نزديک 38 ميليارد وپانصدميليون ريال و براوردهزينه براي اجراي فازاول طرح نزديک به 980 ميليارد ريال می باشد."

سایت مهرنیوز نیز ضمن ارائه گزارشی از دیدار هاشمی رفسنجانی از مقبره خمینی در هنگام اجرای طرح توسعه آن می نویسد: "طرح توسعه مرقد امام خمینی(ره) یک پروژه هنری ـ ملی است که در زمینی به مساحت حدود 16 هزار و 500 مترمربع در دست ساخت است. این طرح شامل 4 ستون اصلی، 8 نیم ستون، 4 سقف قوسی شکل، سالن تشریفات، 4 ورودی اصلی و 40 باب ورودی فرعی است و فاز اول آن در خردادماه سال آینده به بهره برداری خواهد رسید. گچ بری های این پروژه که به دست هنرمندان و معماران اصفهانی در حال ساخت است از نکات قابل توجه و برجسته این طرح می باشد که در نوع خود بی نظیر است."

در حقیقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیگر بمانند گذشته فقط بعنوان یک نیروی نظامی و یا در سالهای اخیر بعنوان یک قدرت اقتصادی عمل نمی کند؛ بلکه امروزه نه تنها مثل یک حزب و تشکیلات بسیار قوی و گسترده، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را رقم می زند، بلکه بعنوان یک تفکر و ایدئولوژی خاص نیز مطرح می باشد که شاید ما نمونه آنرا فقط بتوانیم در دوران صفویه و در میان سپاهیان شاه اسماعیل صفوی، قزلباشان، سراغ کنیم. همانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی "روابط سپاهیان قزلباش با شاه اسماعیل نیز رابطه‌ای اسرارآمیز از نوع مرشد و مریدی و صوفیانه بود. آنان در حقیقت نخبگان نظامی این حکومت نوپا بودند و نگهبانی و قورچی شاه را می‌کردند."(http://www.iranicaonline.org/articles/safavids)

همانند شاه اسماعیل صفوی که از قدرت نظامی سربازان قزلباش و خرافات شیعه بهره می برد و اینکار اساسا بدون حمایت روحانیت شیعه آنزمان امکان پذیر نبود، اکنون نیز ولایت فقیه جمهوری اسلامی با حمایت های جدی تشکیلات گسترده سپاه پاسداران و پشتیبانی های فکری و تبلیغاتی روحانیون وابسته بخود پروژه گسترش شیعه گری و اشاعه خرافات را به پیش می برد. پروژه ای که طرح گسترش مقبره خمینی و مسجد جمکران در راس آن قرار دارند. پروژه ای که بویژه در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد به اوج خود رسید، بطوریکه دولت تصمیمات خود را نمی توانست بدون استخاره به مرحله نهایی برساند، و امور مملکت نیز بدست یک مشت بی سوادِ رمال و نوحه خوان افتاده بود.

سرچشمه این پروژه را البته باید در حکومت شاهان صفوی و علمای شیعه آنزمان، از جمله محمد باقر مجلسی، جستجو کرد. مسیر و برنامه ای که در سر راه خود امامزاده های فراوانی در سرتاسر این مملکت بر پا کرد که هریک "اذن دخول" خاص خود و تخصص ویژه ای در شفای بیمارن دارد و محل اشاعه خرافات می باشد.

البته همانطور که می دانیم و می خوانیم مقامات نظامی و روحانی جمهوری اسلامی این سمبلهای جهل و خرافه را، که امروزه در شکل "بارگاه نورانی"، "حرم مطهر" و "مسجد مقدس" ساخته و یا بازسازی می شوند، بعنوان نمادی از اسطوره ها و قهرمانان تاریخ شیعه معرفی می کنند. "اسطوره هایی" که به پندار آنان اسلام ناب محمدی را در این سرزمین زنده نگاه داشته اند. اما در حقیقت باید گفت که خرافات مذهبی و شیعه گری نقش مهمی در شکل گیری سازمان اجتماعی و سیاسی دو گانه، در ایران جدید و یکپارچه شده پس از صفویه، را بازی کرده اند، به این معنی که در کنار دولت و نظام اداری رسمی، همواره یک سیستم فرهنگی، قضایی و مالیِ در سایه وجود داشته است، که آبشخور آن همانا شیعه گری و خرافات مندرج در توضیح المسائل ها و مفاتیح الجنان که حتی طریقه ورود به توالت را تعیین می کند، بوده است.

اگرچه گاه مرز بین اسطوره و خرافه مخدوش می شود و ایندو مقوله بعضا بجای هم مورد استفاده قرار می گیرند، اما با مراجعه به ریشه لغوی و تاریخی اسطوره (myth) می توان تفاوت های بنیادی این دو مقوله را به آسانی تشخیص داد. اصولا اسطوره ها و داستانهای اسطوره ای در یونان باستان، که مهد اولیه اسطوره سازی در تاریخ مدون بشر است، نقش توصیفگر و تبیین کننده وقایع طبیعی داشتند. داستانهایی که برای پاسخ به سوالات و چرایی های بسیاری که برای انسان آنزمان مطرح بودند خلق گردیدند. در واقع داستانهای اسطوره ای یونان باستان همان نقشی را در پاسخ به سوالات بشر آنزمان بازی می کردند که اکنون علم وفلسفه بعهده گرفته اند. آنچه در این رابطه بسیار مهم و قابل تاکید مجدد است، خصوصیت تبیین کنندگی داستانهای اسطوره ای است، که در آن عنصر ایمان و اعتقادات مذهبی کمتر دیده می شوند.

وجه مشخص خرافه اما، با وجودیکه همانند اسطوره پایه علمی ندارد، حضور مقوله ایمان و اعتقاد است. در واقع اگر خصوصیت اصلی اسطوره، خصوصیت داستان پردازی آن است، ویژگی اصلی خرافه همانا خصوصیت ایمانی و اعتقادی آن می باشد. از نظر سیر تاریخیِ تولد و رشد نیز تفاوت های اساسی ای بین اسطوره و خرافه دیده می شوند. داستانهای اسطوره ای آنگونه که در یونان باستان خلق گردیدند، در واقع پیشقراولان فلسفه طبیعت در این منطقه بودند. همانطور که اسطوره های یونان عمدتا حوداث طبیعی را تبیین و توضیح می دادند، اولین فلاسفه دوران یونان باستان نیز فیلسوفان طبیعت بودند که با فلسفه خود سعی در توضیح حوادث و اتفاقات طبیعی داشتند. بعبارت دیگر داستانهای اسطوره ای یونان باستان و سپس فلسفه طبیعت، و فلسفه وعلوم امروزی در یک خط و فرایند رشد و تکاملِ واحدی قرار می گیرند، که یکی در بستر دیگری مراحل تکامل خود را آغاز و طی میکرده است.

به همین ترتیب نیز می توان گفت که خرافات، اعتقادات مذهبی و مقوله ایمان نیز در یک خط و روند واحد اما متفاوت با فرایند تحول داستانهای اسطوره ای تا علم و فلسفه، قرار دارند؛ و همواره نیز یکدیگر را تقویت نموده اند و یکی در بستر دیگری زاده شده است. فرایندی که در آن عنصر علم و تجربه بشری همواره ضعیف و عنصر ایمان و اعتقادات مذهبی قوی بوده است. شاهد زنده این پروسه، نابودی تدریجی علوم انسانی، روانشناسی و حتی تاریخی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر