۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

امپراطوری گوسفندان


داستان انتخابات مجلس شبیه یکی از داستانهای عزیز نسین بنام امپراطوری بزرگ گوسفندان است. دراین داستان  گرگهای گرسنه با حیله و فریب و تطمیع، گوسفندان را تشویق میکنند که برای محافظت خود و فرزندانشان  دربرابر حیوانات درنده و دشمنانی خارجی مانند شیر و پلنگ، یک حکومت بزرگ گوسفندی تشکیل دهند. برای این منظور گرگها از آنها می خواهند که در یک میدان بزرگ تجمع کنند  تا باهم به بحث و مشورت بپردازند. برای تشویق به شرکت هر چه گسترده تر گوسفندان در این تجمع بزرگ چه وعدهایی که داده نمیشود: از حق استیضاح  و انتقاد از گرگهایی که تا کنون همین گوسفندان جان و مالشان از دست آنها در امان نبوده است گرفته تا کمکهای نقدی و علفی.

گوسفندان بیچاره و نادان و یا طماع، مثل هردفعه، گول این حیله گرگها را می خوردند و در میدان مرکزی جمع میشوند. نتیجه معلوم است، گرگها شکمی از عزا در میآورند و آنقدر میخورند که میدان خالی از گوسفندان میشود. اما گوسفندانی که شانس آورده بودند ویا بدلیل زرنگی توانسته بودند جان سالم از مهلکه بدر ببرند و همچنین نسلهای بعدیشان، متاسفانه بدلیل نداشتن حافظه تاریخی، بازهم گول گرگها را میخورند و داستان از نو تکرار میشود.

البته داستان گوسفند چرانی و حکومت گوسفندی سابقه بسیار طولانی در تاریخ ما دارد. در تاریخ آمده است که در دشتهای و تپه ماهورهای بین دو منطقه بین النهرین(عراق کنونی) و سرزمین مصر اقوامی زندگی میکردند که امرا معاششان از راه شبانی و گوسفند چرانی میگذشته است. این مردمان ازدو طرف در محاصره دو تمدن بزرگ  مصر باستان در اطراف رود نیل و سومریان و بابلیان در ناحیه بین النهرین قرار گرفته بودند. دو تمدنی که از نظر سطح فرهنگ و ثروت با این مردمان بدوی و گوسفند چران قابل مقایسه نبودند.

این شبانان اما یک چیزی را خلق کرده بودند که این اقوام متمدن فاقد آن بودند. و آن خدای واحدی بود که میبایست آنان و سرزمینشان را در برابر این دو تمدن و خدایان بیشمارشان محافظت کند. جالب است که بدانیم که از همین سرزمین است که اکثر قریب به اتفاق پیامبران که اتفاقا اکثرا شبان و گوسفند چران بوده اند بر میخیزند و با کمک خدای واحد خود و معجزاتش به مقابله با این دو تمدن بزرگ میکوشند. ابراهیم، اولین پیامبر این مردمان، برای مفابله با کاخهای با عظمت و ثروت بیکران این دو تمدن ماموریت میابد که بجای این سرمایه اندوزیهای زمینی خانه ای ساده برای خدای خود که در آسمانها است بنا کند. خانه ای ازخشت و گل، اما سمبلی از تمدن آسمانی و خدایی، آنهم در صحرای بی آب و علف حجاز، در مقابل این تمدنهای زمینی بسازد.

 واین آغازی است برای نبردی دائمی بین تمدن آسمانی و خدایی از یک سو، و تمدن زمینی و انسانی از سوی دیگر. یکی ملجاء و پناهگاهی میشود برای مستضعفان و دیگری قدرت انسان زمینی را به نمایش میگذارد و پایگاه قدرتمدارن میگردد. یکی بیشتر سرور و آن دیگری مستضعف پرور است  . یکی برای تداوم امپراطوری آسمانی خود، تغذیگاه خود را در میان فقرا و ممستضعفین جستجو میکند. مستضعفینی که قرار است همچنان مستضعف و گوسفند بمانند تا امپراطوری آسمان آبادتر و پر رونق تر گردد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر