هر تحول اجتماعی-سیاسی هزینه می طلبد، این
تحول اما هر اندازه ساختار شکن تر باشد هزینه بالاتری خواهد داشت.
اگر اکثریت مردم خواهان عبور از جمهوری
اسلامی در تمامیت آن و رسیدن به جامعه ای امن، مرفه و آزاد هستند، و اگر امید و
اعتمادی به اصلاح طلبان باقی نمانده است، بنابراین قاعدتا باید در درجه اول خود
دست بکار شوند و منتظر نجات دهنده ای ننشینند.
این دست بکار شدن اما قطعا هزینه های
سنگینی خواهد داشت و باید آماده پرداخت آنها بود. مگر دست یابی به رفاه، آسایش،
امنیت و آزادی بدون پرداخت هزینه امکان پذیر بوده است؟
سوال اما این است که کدام راه کم هزینه تر
است؟
جنگ بین ایران و امریکا که در نهایت به
تخریب بسیاری از زیر ساخت های جامعه ایران و کشتار انسانهای بیگناه منجر خواهد شد
بسیار بسیار پر هزینه خواهد بود و هیچ ایرانی وطن و مردم دوستی خواهان ان نیست.
تحریم های سیاسی و اقتصادی هوشمند که تا حد
امکان آسیب کمتری برای مردم وارد آورند (از جمله از طریق ایجاد امکان فروش نفت و
مبادلات بانکی برای انتقال دارو و نیازمندی های روز مره مردم) قطعا برای مردم نیز
هزینه خواهند داشت اما مسلما بسیار کم هزینه تر از جنگ خواهند بود.
پیوستن به جنبش های اعتراضی زنان، کارگران
و اصناف و حمایت فعال از این جنبش ها هزینه ایست که همه ما باید بپردازیم. تنها
راه عبور از این نظام گسترش این جنبش ها و فشار حداکثری بر حکومت اسلامی است.
و سرانجام اینکه برای عبور از این نظام
اسلامی، مدیریتی سالم، کارا و فداکار لازم است تا دست در دست با فعالین سیاسی
مستقل و ملی در داخل و خارج کشور این مهم را بتواند رهبری و مدیریت کند.
روسیه پس از شکست در جنگ جهانی اول و کشتار
وسیع نظامیان روس و بحرانهای عدیده اقتصادی و بیکاری سرنوشت خود را بدست اقلیتی به
رهبری لنین داد و انقلاب اکتبر با همه عواقب وحستناک آن رقم خورد.
حکومت های صدام حسین و قذافی انقدر به
سرکوب و دیکتاتوی ادامه دادند تا سرانجام از طریق جنگ سرنگون شدند، مردم عراق و
لیبی غایب اصلی بودند.
آلمان نازی نیز سرانجام پس از شکست در جنگ
جهانی دوم تسلیم گردید و حکومت را واگذار نمود.
در تمامی این نمونه جای مردم و جامعه مدنی
خالی بوده است که بخشی از این خالی بودن به خود مردم باز می گشته است که چشم بسته
سرنوشت خود را بدست رهبران مستبد وشیاد سپرده بودند و قبل از ینکه دیر شود وارد
صحنه نشده بودند.
برای پرهیز از تکرار چنین نمونه هایی این جامعه مدنی ایران است که باید بپا خیزد و قبل از اینکه سرنوشتش بدست عوامل خارجی رقم بخورد وارد صحنه گردد، در غیر این صورت هزینه بسیار بسیار سنگین تر خواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر