۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه

روشنگری زیر آتش افشاگری

یکی از عارضه های دنیای اینترنت و بویژه رسانه های عمومی اینترنتی مانند توئیتر، تلگرام و فیس بوک تبدیل شدن بحث های منطقی، عمیق و روشنگر به شعار، پروپاگاندای سیاسی و افشاگری است. عارضه ای که با ظهور مجدد پوپولیسم در عرصه سیاست در سالهای اخیر و بویژه با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید شدت گرفته و این رسانه ها را بجای یک محیط باز، سالم و دمکراتیک تبدیل به ابزاری برای افشاگری، تصفیه حساب، تهمت و ناسزا در عرصه های سیاسی و اجتماعی نموده است. ابزارهایی که جریان تاریخی روشنگریِ منطقی و علمی، و نیز رواداری و تحمل یکدیگر را که از الزامات روشنگری هستند، زیر آتش خود قرار داده اند.

اما همانطور که جریان تاریخی روشنگری صرفا محدود به عرصه های سیاست نمی شود، افشاگری نیز فقط به معنای افشاگری های سیاسی و تصفیه حساب نیست. این واژه نیز یک بار تاریخی دارد و سوابق آن به دوران جدال روشنگری و مدرنیته با سنت و مذهب باز می گردد. بطوریکه می توان گفت که مذاهب از اولین افشاگران تاریخ بودند و ادعای کشف و افشای حقیقت، به واسطه ارتباط با ماوری طبیعت و منابع وحی، داشتند. حقایقی که جای شک و تردید برای مردم باقی نمی گذاشتند.  

پس از گذار سخت و پر چالش روشنگری و مدرنیته از سنت و مذهب تصور می شد که سنت تفتیش، افشاگری و حقیقت یابی و به اعتبار آن حذف و عدم تحمل یکدیگر به حاشیه رانده شده اند، اما با آغاز دوران ایدئولوژی ها، از نیمه های قرن نوزدهم میلادی به بعد، ایدئولوژی هایی که هریک مدعی کشف حقیقت بودند، سنت افشاگری و حقیقت یابی و تفتیش عقاید بار دیگر جان تازه ای گرفت و حکومت های حامل این ایدئولوژی ها با پروپاگاندای سیاسی و فرهنگی خود به این سنت شکل نوینی بخشیدند. سخنرانی ها و کلمات رهبران ایدئولوژی های مزبور در این دوران، فقط افشاگرانه، شعارگونه، احساساتی و مملو از تهمت و ناسزا به دشمنانشان بودند و محرکی می شدند برای کتاب سوزی و حذف و ترور مخالفین خود.

باردیگر پس از عبور از دوران ایدئولوژی ها و شکست و فروپاشی نظامهای سیاسی که این ایدئولوژی ها را نمایندگی می کردند، تصور می شد که سنت افشاگری، تفتیش و حقیقت یابی به حاشیه رانده شده است. اما پس از بحرانهای اقتصادی در جهان سرمایه داری و رشد قارچ گونه جریانات پوپولیستی از نوع چپ و راست آن، مجددا سنت افشاگری و حقیقت یابی و شعارهای احساساتیِ سیاسی روح تازه ای یافته اند.

البته اگر در دورانهای گذشته حقیقت یابان و افشاگرها و مفتشین نیز مجبور بودند که از روزنامه و کاغذ و کتاب برای انتشار نظرات خود استفاده کنند، که این ابزار محدودیت های خود را داشتند، در این دوران جدید اما رسانه های عمومی اینترنتی مانند توئیتر و فیس بوک ابزار های بسیار مناسبی در اختیار پوپولیست ها و افشاگران و مفتشین حقایق پنهان قرار داده اند.
این ابزارهای جدید اینترنتی آن اندازه کارا و جذاب هستند که حتی متفکرینی که معمولا دل در گرو بحث های محتوایی و منطقی دارند و سعی می کنند نظرات خود را در یک جمله گزاره ای کوتاه منتشر نکنند نیز دچار وسوسه استفاده از این ابزار می گردند، و بحث و نظرات مهم تاریخی و فرهنگی مانند بحران هویت ایرانی را در یک گزاره کوتاه توئیت می نمایند.  

اما امروز، در شرایط خاص و بسیار پیچیده ایران این سوال مطرح است که آیا می توان گفت که مشکلات بسیار عمیق و تاریخی ایران را (مانند موضوع هویت ایرانی) می توان در گزاره های کوچک و توئیتری خلاصه نمود و اعلام کرد؟ و آیا راه مبارزه با حاکمیت غداری مانند جمهوری اسلامی از طریق رشته توئیت های افشاگرانه و مهیجِ فعالین اپوزیسیون می گذرد؟
طبیعتا پاسخ به این سوال منفی است، مگر برای جریانات و افرادی که مشکل ایران و مردم این سرزمین را فقط و فقط در حاکمیت اسلامی و بطور کلی اشغال ایران توسط اسلام خلاصه می کنند و راه حل مشخص این مشکل و جانشین این نظام نیز از قبل تعیین شده می دانند. البته بنظر می رسد که بجز معدود جریانات سیاسی، اکثر مخالفین این حکومت، همانطور که در فعالیت های فکری و سیاسی و قلمی خود نشان داده اند، همواره در مسیر روشنگری و  یافتن نقاط اشتراک بین خود تلاش ورزیده اند.

راهبرد سرنگونی با کمک یک نیروی نظامی و یا حمایت دول خارجی راهبردی است که معمولا توسط جریانات سیاسی که مشکل جامعه ایران را تک فاکتوری می بینند و بیشتر به افشاگری مشغولند تا روشنگری، دنبال می شود و اگر هم کار محتوایی صورت گیرد معمولا در جهت تثبیت و تایید رهبری و نظام سیاسی مطلوب می باشد.

در نقطه مقابل اما، روشنگری و راهبرد های سیاسی که مشکلات جامعه ایران تک فاکتوری نمی بینند بر این اصل و پیش شرط استوارند که هدف اصلی از تحلیل، جستجوگری و نقد و نوشتن و انتشار کتب و مقالات، در درجه اول انقلاب در خودآگاهی مردم ایران و نیز تشویق مدارا و همکاری و تقویت همبستگی و اتحاد بین اپوزیسیون جمهوری اسلامی می باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر