در طنزی خواندم که شاهزاده عربستان سعودی خطاب به جمهوری اسلامی گفته است که ما این اسلام را هم نمی خواهیم و می دهیم به شما. همانطور که معمولا در هسته درونی هر طنز و شوخی ذره ای هر چند کوچک از حقیقت وجود دارد، در این طنز نیز یک حقیقت نهفته است.
فرید زکریا در کتاب معروف خود" آینده آزادی" مطرح می کند که در کشور های عرب خاورمیانه با وجود اداره شدن توسط حکومت های استبدادی و غیر دمکراتیک امکان رفرم و سرانجام احتمال دست یابی به آزادی های سیاسی وجود دارند. از نظر وی استبداد سیاسی حاکم بر اغلب کشورهای خاورمیانه بدلیل غیر ایدئولوژیک بودن مانع غیر قابل عبور در راه تحقق رفرمهای اجتماعی و فرهنگی نمی توانند باشند.
همانطور که ما امروز در عربستان شاهد آن هستیم و جدا از اینکه چه انگیزه های سیاسی پشت این رفرمها نهفته است، در آغاز شدن این رفرمها نمی توان تردید کرد. تجربه عربستان نشان می دهد که در یک حاکمیت استبدادی از نوع سیاسی اما غیر توتالیتر و غیر ایدئولوژیک، می توان بدون برخورد با سد های سکندر ایدئولوژیک، دست به یک سری رفرمهای اجتماعی و فرهنگی زد؛ رفرمهایی که اگر با رشد اقتصادی و گسترش رفاه همراه باشند می توانند در دراز مدت زمینه را برای آزادی های سیاسی و دمکراسی فراهم آورند.
در حکومت های توتالیتر و ایدئولوژیک اما اجرای رفرمهای اجتماعی و فرهنگی بسیار دشوار، و برای مثال در رابطه با حکومت مذهبی-شیعی جمهوری اسلامی غیر ممکن است. رفرمهایی که بدلیل عدم تحقق اشان زمینه های ضروری را نیز برای آزادی های سیاسی و دمکراسی فراهم نمی آورند. بی دلیل نیست که هر تلاش سازمان یافته ای برای اجرای برخی از رفرمهای اجتماعی و فرهنگی مانند ورود زنان به ورزشگاه ها، برداشتن جداسازی های تبعیض و تحقیر آمیز در امکان عمومی و آموزشی همواره با دیوار بلند ولایت فقیه ربرو شده است؛ و آنچه را که نیز زنان و جوانان ایران تا کنون بدست آورده اند فقط و فقط بخاطر مقاومت و مبارزه خودشان در برابر گشت های امر به معروف و ارشاد بوده است،
از سد سکندر ولایت فقیه هیچ جوی آبی خود بخود عبور نمی کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر