۱۳۹۵ دی ۵, یکشنبه

یادداشت های فیس بوکی در پایان سال ۲۰۱۶

در رابطه با حمله تروریستی اخیر در برلین:
مواضع پوتين و انجلا مركل را پس از عمليات تروريستى اخير با هم مقايسه كنيد. پوتين بر طبل جنگ و نابودى داعش مى كوبد و مركل پس از عمل تروريستى در برلين بجاى خط و نشان كشيدن باز هم بر جامعه ازاد و اصول دمكراتيك كشورش تاكيد مى كند.
اين نوع واكنش من را بياد يكى از گفته ها امپراطور روم باستان ماركوس ارليوس انتونيوس كه پيرو فلسفه استوئسم بود و كتاب نيايش هاى او معرف است مى اندازد. پيام اصلى اين فلسفه اين است كه ما شايد كنترلى بر حوادث و اتفاقات نداشته باشيم اما مى توانيم عكس العمل هاى خود را تحت كنترل در آوريم.

ترس دشمن اصلی جامعه باز است:
همانطور که جشن های شب یلدا و کریسمس، جشن نور و شادی و ماندگار نگاه داشتن شعله و گرمای امید است و نیز، فراموش کردن ترس از تاریکی در پناه نور می باشد، واکنش های مردم آلمان در برابر عملیات تروریستی در برلین، نشانه غلبه خشم بر ترس بود، ترس از تروریسم و نگرانی از جنگ.
این خشم اگرچه در بخش محدودی از مردم آلمان تبدیل به عصبانیت و خشونت علیه از پناهندگان گردید، اما توسط بخشی دیگر، که بنظر من همچنان در اکثریت هستند، تبدیل به واکنش منطقی و تاکید مجدد بر جامعه آزاد و باز و قانونمند آلمان شد.
خشم، یک احساس انسانی است که همیشه منفی و الزاما مخرب نیست، خشم نسبت به تروریسم، جنگ و تخریب می تواند به یک واکنش منطقی و عاقلانه نیز منجر شود.
رهبرانی مانند نلسون ماندلا، گاندی و مارتین لوتر کینگ نیز از تبعیض نژادی و استعمار کشور خود خشمگین بودند، اما بواسطه همین احساس خشم خود بود که بر ترس غلبه نمودند و خشم خود را به مسیر سازندگی و آینده نگری، بجای تخریب، رهنمون شدند.
امیدوارم سال ۲۰۱۷، سال غلبه خشمِ سازنده بر ترس و خشونت کور باشد.

آیا می توان از موج چهارم صحبت کرد؟
سال ۲۰۱۶ میلادی رو به پایان است. سالی که یکی از سیاه ترین و دردآور ترین سالهایی بود که من در طول زندگی ام شاهد آن بوده ام. و شاید سال ۲۰۱۶ یک لکه بزرگ سیاه دیگری در تاریخ بشریت بر جا بگذارد. سالی که دروغ بر صندلی حقیقت نشست و سالِ پست-حقیقت نامگذاری شد. سالی که قربانیان اصلی آن مردم و کودکان بی پناه منطقه خاورمیانه بويژه سوریه بودند. سال ۲۰۱۶ سال اوج گیری پوپولیسم، ظهور مجدد راست افراطی و ناسیونالیسم نژاد پرست نیز بود.
با این وجود اما، آیا امیدی برای سالی بهتر در ۲۰۱۷ می توان داشت؟ سال جدیدی که ظاهرا آبستن تحولات شگرفی برای آغاز دوران نوینی است، سالی که شاید بتوان آنرا سال گذار به دوران نوین نامید.

اگرچه شاخص های این دوران جدید هنوز مشخص نیستند اما آیا می توان این تحولات جدید را مثبت نامید و به آنها خوشبین بود؟ من شخصا خوشبین هستم
و سعی می کنم که آن سوی مثبت تحولات را ببینم، تحولاتی مانند:
۱- اگرچه در سال ۲۰۱۶ اخبار غیر واقعی و دروغ توسط رسانه های عمومی اینترنتی از جمله فیس بوک منتشر شدند. اما این فرایند در حال تصحیح خود است و می رود که منوپولی و هژمونی رسانه های رسمی را که آنها نیز افکار عمومی را مطابق اهداف خود جهت می دهند، در هم بشکند.
۲- عرصه سیاست تا کنون در دست سیاستمداران حرفه ای بوده است، برخی از علائم اما نشان از تغییر در این وضعیت دارند. ورود یک تاجر و صاحب سرمایه به کاخ سفید شاید پارامترهای جدیدی در معاملات جهانی وارد نماید. امید بر این است که بجای منافع ژئوپلیتیک و فرامنطقه ای، منافع ملی هر کشور و هر ملتی
مبنای مراودات قرار گیرند.
۳- سال ۲۰۱۷ می تواند سال پایان جنگ های نیابتی و شکست نهایی داعش نیز باشد.
اگرچه به هیچ وجه امیدوار نیستم که رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای و سایر رهبران خودپسند و گرفتار مالیخولیای قدرت در منطقه خاورمیانه، تغییری در سیاست های خود بدهند، اما موج جدیدی که امیدوارم علی رغم همه موانع و دست اندازها بشریت را بسوی آینده بهتری رهنمون شود، این رهبران خرفت و عقب افتاده ای را که هنوز در دورانهای بسیار ماقبل زندگی می کنند، به همراه خود خواهد برد.

فیلم "ورود" (arrival):
فیلمی بسیار زیبا و پر محتوا است و به دیدنش می ارزد. فیلم که بر اساس کتاب "داستان زندگی تو" (story of your life) اثر تد چیانگ ساخته شده است، داستان ورود موجودات فضایی به زمین را به تصویر می کشد که می خواهند یک سلاح جدید (offer weapon) را بشریت تقدیم کنند. دولت ها و نظامیان اما این پیام را جور دیگری ترجمه می کنند که از سلاح هایت استفاده کن. و بخاطر این کج فهمی خود را آماده جنگ می کنند. استاد زبانها که هنرپیشه اصلی فیلم است اما سرانجام موفق می شود که پیام آنها را بدرستی ترجمه کند. موجودات کرات دیگر آمده بودند که سلاح زبان و درک یکدیگر را به بشریت بیاموزند تا در آینده یار یکدیگر باشند.
داستان فیلم در واقع داستان دنیای امروز قدرت های بزرگ جهانی است که یکدیگر را نمی فهمند، با هم بابیلونی صحبت می کنند و تنها سلاح و وسیله برای مراوداتشان قدرت و آتش جنگ است.

نقش قزلباشان در تاریخ ایران:
کتاب بسیار با ارزش آقای امیر حسین خنجی بصورت رایگان در دسترس همه است. دوستی آنرا به من معرفی کرد و فایل آنرا در اختیارم گذاشت. کتابی است بسیار خواندی و آموزنده برای بسیاری از ما ایرانیان که می پنداریم شیعه جرئی از هویت ملی ما است. در این کتاب به تفصیل چگونگی تحمیل مذهب شیعه بر ملت ایران، بدست سپاه خونخوار قزلباش، که راهزن، بیابانگرد و غیر ایرانی بودند و سپس توسط روحانیون عرب لبنانی تبار تئوریزه گردید، توضیح داده شده است. این کتاب داستان غم انگیز ملتی است که با آغاز حکومت شیعه صفوی راه قهقرا را آغاز نمود و از ورود به دنیای جدید و متمدن که کمی دورتر از مرزهایش در اروپا در حال شکوفایی بود باز ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر