۱۳۹۷ مرداد ۲۱, یکشنبه

جنبش عدالت خواهى مرداد ٩٧ ادامه جنبش "نان، كار، آزادى" دى ماه ٩٦

اعتراضات و اعتصابات روزهاى اخير نشان مى دهند كه جنبش مردمى دى ماه ٩ به هيچ وجه بى ريشه نبود و شعله هاى زير خاكستر آن منتظر نسيمى ملايم بودند تا بار ديگر شعله ور گردند و نان كار و آزادى را مطالبه كنند، مطالباتى را كه مى توان در يك واژه خلاصه نمود : عدالت! عدالت خواهى از حكومتى بغايت ظالم و ستمگر.

اما چرا همه مطالبات سياسى و اقتصادى مردم را مى توان در عدالت خواهى خلاصه كرد و چرا عدالت طلبى مى تواند در بر گيرنده ساير خواسته هاى مردم، حتى آزادى، باشد؟

پاسخ را بايد در علم سياست و بطور مشخص تر در فلسفه سياسى جستجو نمود. جان رالس (John Rawls) يكى از برجسته ترين فلاسفه اى است كه فلسفه، اخلاق و سياست را با هم ادغام مى كند و با طرح موضوع محورى عدالت، جامعه مطلوب خود در كتاب معروفش تئورى عدالت (theory of justice) ترسيم مى نمايد.

يكى از مهمترين انتقاداتى كه به نظريه جان رالس وارد است مربوط مى شود به ادغام اخلاق و سياست كه همانطور كه وى در جامعه مطلوب خو ترسيم كرده بود منجر به دخالت نهاد اخلاق و در شكل افراطى آن دخالت و كنترل نهاد مذهب و ايدئولوژى بر سياست مى شود.
اما چرا همچنان مى توان همه خواسته هاى مردم را در عدالت خواهى خلاصه نمود و در عين حال نگران دخالت نهاد اخلاق در سياست نبود؟
پاسخ به اين سوال، بنظر من، باز مى گردد به اصل و جوهر مفهومى مانند عدالت. عدالت در يك تعريف بسيار ساده و همه فهم يعنى باز گردان و يا دادن آن چيزى (كه اينجا هر چيزى مى تواند باشد) به كسى كه آن چيز واقعا به او مربوط مى شود. مانند حق كار و حقوق كار كه مربوط به كننده كار است. در اينجا دادن اين حق نه از روى خيرخواهى است و نه بخاطر اينكه يك كار اخلاقى است و يا چون ثواب دارد! فقط و فقط بخاطر اين است كه اين حق مربوط به او است و نه كس ديگر.
از اين نظر است كه معتقدم حق كار نان و آزادى را كه مردم ايران امروزه فرياد مى زنند و خواهان آنند را مى توان در يك كلام در عدالت طلبى و مطالبه آن چيزى كه مربوط و مال مردم ايران است خلاصه نمود. بنابراين اين عدالت خواهى (حق كار نان و آزادى) نبايد در كادر اخلاقيات و عقايد دينى و ايدئولوژيك اين گروه و آن دسته از به اصطلاح آلترناتيوهايى كه در صف رهبرى اين جنبش ايستاده اند خلاصه و محدود شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر