۱۳۹۷ دی ۲۳, یکشنبه

حقیقت گویان راستین

نامه زندانی سیاسی فرهاد میثمی از زندان و پیامهای اسماعیل بخشی فعال کارگری واکنش های بسیاری برانگیختند، واکنش هایی که گاه بسیار متناقض بودند. فرهاد میثمی در نامه خود اشاراتی به سیاست های دولت ترامپ دارد و می نویسد: "ترجیح میدهم تمام عمر در حبس گروهی از ظالمان هم وطن خطاکارم بمانم و زندگی ام را صرف تلاش اصلاحگرانهٔ خطاهایشان سازم، اما لحظه ای مشمول ننگ حمایت پیمان شکنانی قرار نگیرم که با پشت کردن به تمام اصول حقوق و اخلاق، از توافق خردمندانه و صلح جویانهٔ «برجام» خارج شدند و با بازتحمیل تحریم های غیرانسانی، میلیون ها تن از هموطنان مرا به زیر خط فقر کشانده اند؛ آن هم در حالی که مطمئن هستم اگر حاکمان کشورم آنان را در غارت و دوشیدن منابع میهن شریک کرده بودند، به سادگی چشمشان را نه فقط بر زندانی شدن بلکه حتی بر ارّه و تکه تکه شدن ده ها امثال من می بستند".

اسماعیل بخشی اما در پیام خود از آزار و شکنجه هایی که در مدت بازداشتش شده است صحبت می کند. او در نامه ای به محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، نوشت: «در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجرآور بود.»

افشاگری های اسماعیل بخشی بازتاب بسیار گسترده ای در رسانه های عمومی و در بین فعالین سیاسی و حقوق بشری یافت و موج بسیار گسترده ای از حمایت از وی را برانگیخت. واکنش ها به نامه فرهاد میثمی اما نه گسترده بود و نه حمایت کننده، حتی برخی نامه وی را ناشی از فشارهای روحی و روانی و نوعی اعتراف گیری از وی دانستند.

اگرچه واکنش ها به نامه های فرهاد میثمی و اسماعیل بخشی بسیار متفاوت بودند اما در یک مورد وجه مشترک داشتند. هر دو واکنش ها بر مبنای یک پیش فرض عمومی استوار بودند که در زندانهای جمهوری اسلامی هم شکنجه بوفور اعمال می شود و هم اعتراف گیری و فشارهای روحی و روانی برای وادار کردن زندانی به صحبت و نوشته هایی که در نهایت به نفع حاکمان و زندانبانان جمهوری اسلامی تمام می شود، بکار گرفته می شوند.

در اینکه این پیش فرض ها مبتنی بر حقایق غیر قابل انکار در زندانها و شکنجه گاه های جمهوری اسلامی هستند شک و تردیدی وجود ندارد. به عبارت دیگر، بر مبنای شواهد و مدارکِ بارها اثبات شده به جرات می توان گفت که شکنجه و اعتراف گیری در زندانهای جمهوری اسلامی یک پیش فرض ذهنی نیست، بلکه کاملا واقعی و عینی است و بر اساس آن می توان حدس قریب به یقین زد که ادعاهای اسماعیل بخشی درست و واقعی هستند.

اما جدای از واقعیت غیر انکار شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی، این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که امروزه تشخیص اخبار واقعی از اخبار کاذب در فضای مجازی و رسانه های عمومی اینترنتی بسیار دشوار شده است. کاربران اینترنتی نیز معمولا بر مبنای پیش فرض ها و تحلیل های عمومی که دارند اخبار را بطور گزینشی می خوانند و یا بطور اتوماتیک و با انواع ترفندهای اینترنتی، بدون اینکه کاملا متوجه باشند، نوع خاصی از اخبار و تحلیل های سیاسی را دریافت می نمایند.

جدای از اینکه تردیدی در ادعاهای اسماعیل بخشی وجود ندارد، اما بنظر من نحوه برخورد کاربران اینترنتی بویژه با نامه فرهاد میثمی از قانونمندی و مکانیزمی که فوقا به اشاره کردم پیروی می کند. به این معنی که پیش فرضها و مواضع سیاسی قبل از آغاز جستجوی مستقلانه حقایق، سریعا تحلیل های کاربر اینترنتی را در برابر این خبر تحت تاثیر قرار می دهند؛ برای مثال با شتاب نامه فرهاد میثمی محصول فشارهای روحی و روانی زندانبانان معرفی می شود و یا پیام اسماعیل بخشی بازتاب بسیار گسترده پیدا می کند و کاربران بر مبنای پیش فرضهای اولیه در مقام قاضی می نشینند و حکم بر صحت ادعاهای اسماعیل بخشی را سریعا صادر می نمایند. واکنش ها و قضاوت هایی که عمدتا بر احساسات استوارند.

البته مشکل فقط به برخورد احساسی با اخبار و تحلیل ها محدود نمی شود، مشکل کمی عمیق تر و ریشه دار تر است. مشکل اینجا است که در دنیای مجازی و در عصری که به عصر پساحقیقت شناخته می شود، همه کاربران اینترنتی مدعی هستند که حقیقت را می گویند. شاید گفته شود که چند لایه و چند رنگ بودن حقیقت و یا حقیقت شکسته و پلورال شده محصول دنیای باز و دمکراتیک اینترنت است و نباید به آن از دید منفی نگریست. پاسخ اما این می تواند باشد که بحث بر سر مثبت و منفی بودن چند گونگی حقیقت نیست مشکل در این واقعیت است که زمانی که همه مدعی گفتن حقیقت هستند چگونه می توان حقیقت گو و دروغ گو را از هم تشخیص داد؟

میشل فوکو در کتاب شجاعت برای حقیقت ( Courage of the Truth) که مجموعه از کلاسهای آموزشی او است سعی می کند به سوال فوق پاسخ دهد، همانطور که خود وی در کتابش تاکید می کند هدف او ارائه راه حل و ابزاری برای تشخیص خوب و بد و حقیقت و دروغ نیست، بلکه می خواهد ببیند که گوینده حقیقت از چه خصوصیاتی باید برخوردار باشد تا او را بتوان حقیقت گو و راست گو معرفی کرد.

وی در بحث های بسیار مفصل خود پیرامون این موضوع از منابع فلسفی دوران یونان باستان بهره های فراوان می برد. در تاریخ آمده است که در یونان باستان افرادی بوده اند که بعنوان حقیقت گویان (parrèsia) شناخته می شدند، که سقراط از شناخته شده ترین آنها می باشد که سرانجام جان خود را بر سر حقایقی که به آنها اعتقاد داشت گذاشت.
از نظر میشل فوکو این حقیقت گویان سه ویژگی مهم داشتند، ویژگی هایی که با استفاده از آنها می توان یک حقیقت گوی راستین را تشخیص داد. این سه ویژگی عبارتند از حقیقت، شجاعت و قدرت انتقاد. حقیقت گوی راستین در درجه اول باید به حقیقتی که به آن دست یافته ایمان و باور داشته باشد، سپس از شجاعت و جرات کافی برای اعلام آن حقیقت، حتی اگر به ضرر خودش تمام شود، برخوردار باشد. و سرانجام اینکه حقیقت نباید صرفا در عالم خیال و ذهنیات فرد حقیقت گو باقی بماند، اعلام یک حقیقت باید همراه با نقد و ایراد گرفتن از یک امر واقعی و بیرون از ذهن حقیقت گو باشد، به عبارت دیگر حقیقتی که اعلام می شود امری خنثی و بی طرف نیست، بلکه می خواهد یک امر مشخص را مورد انتقاد قرار داده و زیر سوال ببرد.

شاید در تاریخ از نمونه های واقعی و راستین حقیقت گویان کم داشته باشیم. از نمونه های نادر مارتین لوتر کینگ است که اعلام شجاعانه حقایقی که واقعا به آنها باور داشت، با وجودی که خطرات بسیار به همراه داشت، از او یک حقیقت گوی راستین ساخت. در تاریخ کشورمان نیز چنین نمونه هایی به سختی یافت می شوند. شاید بتوان گفت که در دوران اخیر مهدی بازرگان، عبدالفتاح سلطانی، محمد ملکی و نسرین ستوده از نمونه های نادر از حقیقت گویان راستین باشند، بازرگان با وجودی که سیاست مدار بود اما از شعارهای پوپولیستی پرهیز می کرد.

در عالم سیاست پوپولیست ها از نمونه های تقلبی حقیقت گویان راستین هستند. آنها با وجودی که ادعا می کنند که آنچه را که در ذهنشان شکل می گیرد بیان می کند و به آن نیز عمل می کنند اما یک تفاوت بسیار مهم پوپولیست ها با حقیقت گویان راستین در این واقعیت است که آنها حرفی را نمی زنند که به ضرر خودشان تمام شود و یا مردم از آنها روی گردانند.
کلام آخر اینکه از نظر من اسماعیل بخشی و فرهاد میثمی از حقیقت گویان راستینی هستند که با وجودیکه می دانند که اعلام نظراتشان ممکن است به ضررشان تمام شود با شجاعت، از نگاه خود، امور مشخصی را مانند رفتار زندانبانان جمهوری اسلامی و یا سیاست مداران دولت ترامپ را افشا کرده و مورد انتقاد قرار داده اند.

کتاب پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
Michel Foucault: The Courage of Truth

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر