۱۳۹۷ شهریور ۱۴, چهارشنبه

عقلانیت همراه با رویا و آرزو

سیاست برای بسیاری از روشنفکران ایرانی همواره میدان تلاش برای تحقق آرمانها و یا محک ارزشها بوده است و فعال سیاسی معمولا زندگی خود و خانواده اش را از این طریق نمی گذرانده است، حتی اگر خود را بطور تمام وقت و کاملا حرفه ای وقف سیاست می کرده است. این تصویر را می توان در هر برشی از تاریخ یک صد سال اخیر ایران بخوبی مشاهده کرد.
با وجودی که در هر برشی که از تاریخ ایران زده می شود پیشروان و کنشگرانی را میتوانیم بیابیم که حامل ایده الها و آرزوهای نسل خود بوده اند و به اعتبار آن روحیه امید و شور ادامه زندگی را زنده نگاه می داشته اند، اما اگر همین تاریخ را بطور پیوسته مانند یک فیلم داستانی مورد ملاحظه قرار دهیم، مشاهده میکنیم که شوربختانه تاریخ ایران همواره عرصه خشونت، جنگ و سرکوب بوده است. بطوریکه می توان گفت که ظاهرا رویا و آرزوهای نسل های ایران در هر مقطع و برشی از تاریخ ایران فقط رویاهایی خوب و فرح بخش در بستری از استبداد و سرکوب و خشونت دائمی و در سراسر تاریخ ماندگار، بوده اند.

در بحث ها و مناظرات پیرامون شرایط بسیار بحرانی کشورمان انتقاد اصلی معتقدین به تحولات تدریجی، حداقلی و گام به گام به فعالین سیاسی وکنشگران اجتماعی که راهبرد تغییرات رادیکال ساختاری و در نهایت عبور از نظام جمهوری اسلامی را دنبال می کنند این است که آنچه که شما مطرح می کنید آرزو و رویایی بیش نیستند و یا حداقل اینکه در آینده نزدیک قابل تحقق نمی باشند. بحث های مزبور گاه آنچنان شدت می گیرند و دو طرف در نقطه کاملا متضاد یکدیگر می ایسند که گویی همانطور که جمع اضداد نا ممکن، جمع و یا هماهنگی بین این دو راهبرد نیز غیر قابل تحقق است.

البته روی سخن این یادداشت کوتاه اساسا با اصلاح طلبان حکومتی و استمرارطلبان که منافع مادی خاصی در حفظ این حکومت و ساختار جمهوری اسلامی دارند و یا براندازانی که به حمایت های مشخص مالی، لجستیکی و نظامی دلبسته اند و حتی آماده اند جنگ های منطقه ای را به داخل ایران نیز بکشانند، نیست بلکه با کنشگرانی است که چه بسا در رابطه با آنچه که بعنوان آرزو و ایده آل مطرح می شود با مخالفین رادیکالتر اشتراک نظر دارند، اما راه رسیدن به این آرزوها را تغییرات تدریجی و رفرم و اصلاح حتی در چهارچوب همین نظام می دانند و این راه عقلانی تر و کم ضررتر معرفی می کنند.
شاید یکی از علل چرخه تکرار شونده تاریخ این سرزمین و رویاهای تکرار شوند در بستری از سرکوب و خشونت و استبداد دائمی در به اصطلاح تضاد حل و جمع نشدنی عقلانیت و رویا باشد، که از نظر برخی باید در نهایت بین عقلانیت و رویا یکی را انتخاب کرد. اما بنظر نگارنده این یادداشت حتی عقلانیت و رویا و آرزو قابل جمعند و تضاد بین ایندو غیر قابل حل نیست.

انتخاب این رویکرد در رابطه با شرایط خاص کشورمان به این معنی می شود که تغییرات تدریجی، رفرم و اصلاحات ساختاری و تحول بنیادی در نظام جمهوری اسلامی و سرانجام عبور از این نظام نه در مقابل و یا حتی در عرض هم، بلکه در طول و دنباله هم باید قرار گیرند. از این نظر معتقدم که گروها و شخصیت های مخاف جمهوری اسلامی به استثنای اصلاح طلبان دولتی که منافع خود را با حیات این نظام پیوند داده اند و براندازانی که به امید حمایت های نظامی و مالی دول خارجی نشسته اند، در دو جبهه غیر قابل جمع قرار نمی گیرند، بلکه در عرصه های مختلف برای ایرانی بهتر مشغول فعالیت هستند و تا مادامی که به آزادی یکدیگر در پیشبرد اهدافشان احترام می گذارند نباید با مارک و تهمت زدن و واکنش های احساسی به دو جبهه واقعا غیر قابل جمع براندازان و اصلاح طلبان وابسته به قدرت های حاکم، پرتاب گردند.  

از این نظر در خواست هایی مانند حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان، در خواست بازخواست نمایندگان مجلس خبرگان از خامنه ای و فشار به رهبری جمهوری اسلامی که تن به مذاکره با امریکا بدهد، حتی اگر احتمال تحقق اینها نیز ضعیف باشد، نباید از سوی مخالفین رادیکالتر که خواهان عبور از جمهوری اسلامی هستند بطور کامل طرد شوند و مورد حمایت قرار نگیرند. و بسیار واضح است که راهبرد تحولات ساختاری و عبور از نظام جمهوری اسلامی نیز نباید در بست به براندازی از طریق دخالت خارجی مصادره گردد.      

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر