۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

در آستانه ورود به یک جنگ تمام عیار در خلیج فارس، باید فریاد توقف بیدرنگ جنگ و ترک مخاصمه بیش از هر زمان دیگری بلندتر شود

دونالد ترامپ و دیگر مقامات رسمی آمریکا همواره سعی کرده اند که جنگ خلیج را یک «عملیات نظامی» پیشگیرانه برای کاهش و یا نابودی تهدید های اتمی و موشکی جمهوری اسلامی معرفی کنند.

اما از هنگامی که آمریکا و اسرائیل جبهه جدیدی با حمله به زیرساخت های نفتی و صنعتی و علمی ایران آغاز کردند و جمهوری اسلامی نیز در واکنش به این حملات، پالایشگاه ها و مراکز تجاری کشورهای منطقه را مورد حمله قرار داد، دیگر نمی توان از یک عملیات نظامی بازدارنده صحبت کرد.

در این وضعیت، اولتیماتوم ترامپ نیز رو به پایان است و وی تهدید کرده است که در صورتیکه جمهوری اسلامی تسلیم نشود، دروازه های جهنم را به روی ایران باز خواهد کرد و کشور ما را به عصر حجر برمی گرداند.

مضاف بر این وزیر جنگ آمریکا پیت هگست بارها از عقاید مذهبی خود برای توجیه جنگ و یا درخواست دعا برای پیروزی استفاده کرده است. برای مثال وی در یک مراسم دعا می گوید: «بگذار هر گلوله به هدفش بخورد علیه دشمنان…» . طبق گزارش‌ها و شکایات داخل ارتش آمریکا نیز برخی فرماندهان (در فضای ایجاد شده) گفته‌اند: جنگ «بخشی از طرح خدا» است، حتی به کتاب مکاشفه (Revelation) اشاره شده و ادعا شده که این جنگ می‌تواند به وقایع آخرالزمان مرتبط باشد. (مراجعه کنید به ویکی پدیا در مورد پیت هگست).

تندروهای جمهوری اسلامی از جبهه پایداری تا رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز جنگ جاری را یک جنگ ایدئولوژیک و آخرالزمانی و عرصه مبارزه حق و باطل می بینند و در تجمعات شبانه خود شعار جنگ جنگ تا پیروزی می دهند.

بنابراین تمامی شواهد و عقاید طرف های اصلی درگیر در جنگ حاکی از آن است که به احتمال بسیار زیاد ما در روزهای آینده شاهد یک جنگ تمام عیار خواهیم بود. ورود سربازان آمریکایی به عمق چند صد کیلومتری داخل ایران برای نجات کمک خلبان جت جنگنده سرنگون شده، آزمایشی ناخواسته برای چگونه پیاده کردن سربازان در داخل خاک ایران نیز بود.

حتی در صورتیکه جمهوری اسلامی همچنان در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و مقابله به مثل نماید، هیچ بعید نیست که در این جنگ برای اولین بار از ابزارهای غیر متعارف، از جمله بمب های تاکتیکی و کوچک اتمی نیز استفاده شود. که در این صورت به واقع دروازه های جهنم به روی مردم ایران بازخواهد شد و برای دهه ها مناطقی از ایران غیر قابل سکونت خواهند شد.

در این میان، بسیاری از هموطنان که طرفدار جنگ و کمک آمریکا برای سرنگونی رژیم بودند و به آن امید بسته بودند، تصور نمی کردند که این جنگ به آستانه نابودی زیرساخت ها و آنچه که از زیست بوم ایران در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی باقی مانده است برسد و در عین حال ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی همچنان پایدار بماند.

در چنین شرایطی و برای بسیاری از هموطنان جنگ از یک گزینش و راهبرد سیاسی، تبدیل شده است به یک امر اخلاقی و وجدانی و حیاتی. امری که اکنون نقطه اشتراک بسیاری از ایرانیان شده است، البته به جز جریانات و افرادی که همانند گرایشات غالب در جمهوری اسلامی و دولتهای امریکا و اسراییل این جنگ را وجودی و ایدئولوژیک می بینند.

این نقطه اشتراک اخلاقی، وجدانی و حیاتی می بایست نقطه عزیمت ایرانیان مخالف این جنگ تمام عیار که در آستانه ورود به آن هستیم، برای یک اجماع بزرگ ملی و بین المللی برای توقف بیدرنگ جنگ و اعلام ترک مخاصمه و بازگشت به دیپلماسی باشد. تنها از این طریق است که جنگ طلبان هر دو سوی جبهه جنگ را می توان به عقب نشینی واداشت. در این شرایط بسیار حساس، سکوت و بی عملی و در انتظار معجزه نشستن به هیچ وجه جایز نیست.
https://t.me/politicalphilosphy/610


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر